AI Humanization

آیا نوشته من شبیه AI به نظر می‌رسد؟ یک خودبررسی

یک خودتشخیصی برای نویسندگانی که کار را خودشان انجام داده‌اند و اکنون نمی‌توانند نثر خود را بشنوند. چرا نگارش دانشگاهیِ شایسته، آموزش‌دیده و به‌شدت ویرایش‌شده همان نشانه‌هایی را برمی‌انگیزد که خروجی ماشین برمی‌انگیزد، کدام پنج چیز ارزش بررسی دارند، و از کدام‌یک باید دست کشید.

5 min
A self-check answering does my writing sound like ai, with a human-written paragraph beside the signals a reader misreads

شما آن را نوشته‌اید. هر جمله را، طی چهار شب، با منابعی که روی میز کنار شما باز بودند. سپس یک بررسی‌کننده عددی برمی‌گرداند، یا یک ناظر می‌گوید عبارت‌بندی تولیدشده به نظر می‌رسد، و شما پاراگراف خودتان را سه بار دوباره می‌خوانید و دیگر نمی‌توانید تشخیص دهید.

«آیا نوشته من شبیه AI به نظر می‌رسد؟» پرسشی منصفانه با پاسخی مشخص است، و برای بیشتر کسانی که آن را می‌پرسند، پاسخ این است که نوشته منظم به نظر می‌رسد. نثر دانشگاهیِ شایسته، آموزش‌دیده و ویرایش‌شده، از نظر ظاهری شباهت زیادی با خروجی ماشین دارد، زیرا یک مدل زبانی بر پایه نثر شایسته، آموزش‌دیده و ویرایش‌شده آموزش دیده است. آنچه در ادامه می‌آید، یک خودسنجی است: در پیش‌نویسی که خودتان نوشته‌اید به چه چیزهایی نگاه کنید، وقتی آن را پیدا کردید چه معنایی دارد، و چه مقدار از آن را باید دقیقاً همان‌جا که هست باقی بگذارید.

چرا نوشته انسانی همان نشانه‌ها را فعال می‌کند

ما یک مدل زبانی داریم که بر نوشته‌هایی آموزش دیده است که مردم آن‌ها را خوب می‌دانند، مقاله‌های منتشرشده، روزنامه‌نگاری ویرایش‌شده، کتاب‌های درسی، مستندات. این مدل میانگینِ آن را بیرون می‌دهد، و این تقریباً همان چیزی است که در یک دوره نگارش یاد می‌گیرید انجام دهید. جمله موضوعی نخست. یک ایده در هر پاراگراف. گذارهای نشانه‌گذاری‌شده. ثبات در سراسر متن. هر یک از این‌ها یک معیار ارزیابی است، و هر یک از این‌ها میزان تغییرپذیری آماری را که آشکارساز اندازه‌گیری می‌کند کاهش می‌دهد.

دو گروه بیش از همه در این دام می‌افتند. نویسندگانی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم یا سوم کار می‌کنند، ثبت رسمی را به عنوان ثبت امن می‌آموزند، و رسمی همان ثبتی است که یک مدل به طور پیش‌فرض به آن بازمی‌گردد. ویراستاران دقیق به دلیل معکوس آن گرفتار می‌شوند: ویرایش، تغییرپذیری را حذف می‌کند، بنابراین پیش‌نویس هشتم یک فصل، نسبت به پیش‌نویس دوم، از زبری‌ای که به عنوان انسانی خوانده می‌شود کمتر برخوردار است. سازوکارهای پشت همه این‌ها در راهنمای کامل الگوهای نگارش AI قرار دارد، و پیش از آنکه حتی یک جمله را تغییر دهید، خواندن آن ارزش دارد.

آیا نوشته من شبیه AI به نظر می‌رسد؟ این پنج بررسی را انجام دهید

پنج بررسی، به ترتیب، روی پیش‌نویسی که خودتان نوشته‌اید. هر کدام چند دقیقه زمان می‌برد و هیچ‌کدام به ابزار یا حساب کاربری نیاز ندارد.

  1. پراکندگی طول جمله. تعداد واژه‌ها را در ده جمله پیاپی بشمارید. اگر هشت تای آن‌ها میان پانزده تا بیست و پنج واژه قرار بگیرند، دامنه شما محدود است. بیشتر پیش‌نویس‌های انسانی دست‌کم یک جمله زیر هشت واژه در جایی از یک صفحه دارند.
  2. شکل آغاز پاراگراف. فقط جمله نخست هر پاراگراف را، به ترتیب، بخوانید. اگر هر کدام پیش از آنکه محتوا را عرضه کند، خودِ پاراگراف را اعلام کند، شکل یکنواخت است، حتی جایی که محتوا کاملا از آنِ شماست.
  3. اختصاصی بودن فعل. در بخش نتایج یا یافته‌های خود، زیر هر فعل اصلی خط بکشید. بشمارید چند تای آن‌ها نامِ عملی را می‌برند که واقعا انجام داده‌اید، در برابر چند تای دیگر افعال نمایشی هستند که می‌توانند در هر مقاله‌ای درباره هر موضوعی بنشینند.
  4. چگالی واژگان رسمی. سه پاراگراف متراکم‌تر خود را بردارید و واژه‌های انتزاعی رسمی را در هر صد واژه بشمارید: underscores, showcases, multifaceted, comprehensive. دو مورد که کار واقعی انجام می‌دهند نثر دانشگاهی معمولی است. پنج مورد که هیچ کاری نمی‌کنند، الگو است.
  5. آزمون اختصاصی بودن. هر جمله‌ای را پیدا کنید که اگر موضوع خود را با موضوعی دیگر عوض کنید، باز هم درست بماند. آن جمله‌ها، هر کس که آن‌ها را تایپ کرده باشد، به نظر تولیدشده می‌رسند، و همین‌ها دلیل آن‌اند که خواننده می‌گوید یک پاراگراف حسِ ماشینی دارد.

مورد پنجم از همه مهم‌تر است و هیچ آشکارسازی آن را انجام نمی‌دهد. جمله‌ای که با عوض شدنِ موضوعش همچنان برقرار می‌ماند، از همان ابتدا هیچ اطلاعاتی درباره موضوع شما حمل نمی‌کرده است. این همان ویژگی‌ای است که خواننده به آن واکنش نشان می‌دهد، و به شکلی قابل اصلاح است که طول جمله هرگز نخواهد بود.

مقاله خود را انسانی‌سازی کنید

متنِ کمک‌گرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژه‌های مهم یا ارجاع‌ها.

رایگان شروع کنید

چه چیز را تغییر دهید، و چه چیز را دقیقا همان‌طور که هست بگذارید

بیشترِ آنچه مردم را درباره نثر خودشان نگران می‌کند باید دست‌نخورده بماند. سازمان‌دهی نقص نیست و سطحِ تمیز هم نشانه هیچ چیز نیست. جدول، نشانه‌های رایج را به دو دسته تقسیم می‌کند، آن‌هایی که ارزش اقدام دارند و آن‌هایی که باید از عذرخواهی برایشان دست کشید.

آنچه متوجه شدیدچرا نوشتار خودتان این‌گونه استآن را تغییر دهید یا رهایش کنید
پاراگراف‌ها همگی طولی مشابه دارندشما بر اساس یک ساختار پیش‌نویس کردید، سپس آن را تا حد یک محدودیت واژه‌ای ویرایش کردیدرهایش کنید. طول باید از استدلال پیروی کند، و گاهی استدلال یکنواخت است
جمله‌ها در یک بازه طولی محدود قرار دارندسبک نگارشی مجله و شمار واژه‌ها هر دو شما را به سوی یک بند در هر جمله سوق می‌دهندسه یا چهار مورد را تغییر دهید. جفت‌هایی را که منطق از پیش به هم پیوند داده است، به هم وصل کنید، و یکی را تا شش واژه کوتاه کنید
فعل‌های لاتینیِ رسمی در سراسر متنالگوهای پایان‌نامه و درس‌کارهای زبان، ثبت رسمی را به‌عنوان گزینه امن آموزش می‌دهندآن‌هایی را که کاری انجام نمی‌دهند تغییر دهید. اصطلاحاتی را که حوزه شما تعریف می‌کند نگه دارید
نشانه‌گذاری سنگین: نخست، دوم، در پایاننشانگرها نشانه‌گذاری را طلب می‌کنند، پس شما عمداً آن را وارد می‌کنیدبیشتر آن را رها کنید. آن‌هایی را حذف کنید که پاراگرافی را اعلام می‌کنند که خواننده از پیش می‌تواند ببیند
هیچ contractionی در هیچ جا نیستثبت دانشگاهی در بیشتر مجلات و بیشتر گروه‌ها آن‌ها را کنار می‌گذاردرهایش کنید. contractionها برای این ژانر نادرست‌اند، هرچه هم که یک آشکارساز ترجیح دهد
فهرست‌های سه‌بخشی در چندین جاسه مورد در یک جمله جا می‌گیرند، و rubrics به این شکل پاداش می‌دهندیکی دو مورد را تغییر دهید. تقارن در هر فهرست بیش از هر واژه منفردی معنا دارد
نه غلط املایی، نه لغزش، هیچ چیز زمختی نیستشما آن را، بیش از یک بار، بازخوانی کردیدرهایش کنید. سطح تمیز نشانه‌ای درباره نویسندگی نیست

ردیف آخر همان بخشی است که مردم درباره آن بحث می‌کنند. هیچ‌کس نباید برای انسانی به نظر رسیدن، عمداً یک غلط املایی به پایان‌نامه اضافه کند، و هر توصیه‌ای که به شما می‌گوید چنین کنید، از شما می‌خواهد برای راضی کردن یک عدد، به یک submission آسیب بزنید.

بررسی دو دقیقه‌ای با صدای بلند

سه پاراگراف را با صدای بلند و با سرعت گفتار بخوانید. دو چیز آشکار می‌شود که خواندنِ خاموش پنهان می‌کند. نخست نفس است: نثری که در آن جمله‌های کوتاه وجود ندارد، جایی برای مکث به شما نمی‌دهد، و شما این را پیش از آنکه بتوانید ببینید، می‌شنوید. دوم تأکید است. پاراگرافی که کسی نوشته باشد و به استدلال اهمیت داده باشد، یک جمله دارد که از بقیه سنگین‌تر است، و شما خود را در حال تأکید بر آن می‌یابید، بی‌آنکه عمداً تصمیم گرفته باشید. پاراگرافی که چنین جمله‌ای ندارد، تخت است، و تخت‌بودن همان چیزی است که مردم در واقع تشخیص می‌دهند.

اگر متن تخت به نظر برسد، اصلاح در سطح آنچه جمله می‌گوید انجام می‌شود. هر جمله‌ای را که می‌تواند متعلق به مقاله‌ای دیگر باشد حذف کنید. عدد را دوباره برگردانید. هر جا دو جمله یک نکته را می‌سازند، آن را یک‌بار بیان کنید. AI word cleaner در TextPulse واژگانی را برای شما در سراسر یک فصل بلند محاسبه می‌کند، و تخت‌بودن همان چیزی می‌ماند که باید خودتان اصلاح کنید.

اگر یک Detector از پیش آن را علامت‌گذاری کرده باشد

امتیاز یک detector برآوردی احتمالی از یک قطعه متن است. این امتیاز، یافته‌ای عینی درباره این نیست که چه کسی آن را تایپ کرده است. نویسندگانی که detectorها آن‌ها را علامت‌گذاری می‌کنند، شامل دو گروهی هستند که در بالا توصیف شدند: نویسندگانِ زبان دوم و ویراستارانِ پرکار. بهترین راه برای پاسخ به متنی که علامت‌گذاری شده است، بازنویسی پاراگراف علامت‌گذاری‌شده پس از وقوع است. یعنی شواهدی را که قصد داشتید بر آن تکیه کنید تغییر دهید. بازنویسی پاراگراف علامت‌گذاری‌شده پس از وقوع، ضعیف‌ترین پاسخِ در دسترس است، زیرا شواهدی را تغییر می‌دهد که در غیر این صورت بر آن تکیه می‌کردید.

در عوض، فرایند را به‌عنوان شواهد نگه دارید: تاریخچه نسخه‌ها، یادداشت‌های تاریخ‌دار، فهرست خواندنی‌ای که بر پایه آن کار کرده‌اید، پیش‌نویس‌هایی که پیش از این نسخه آمده‌اند. این‌که این در عمل چه شکلی دارد، و یک گروه آموزشی واقعاً چه چیزی را می‌پذیرد، در مطلب مربوط به چگونه ثابت کنید از AI استفاده نکرده‌اید توضیح داده شده است.

AI humanizer در TextPulse یک Human Score برآوردی را گزارش می‌کند که از متن محاسبه شده است، و این امتیاز خوانشی از نثر است نه حکمی درباره نویسنده آن، و هیچ ابزاری در این سایت ادعا نمی‌کند که بداند یک detector معین درباره یک صفحه معین چه خواهد گفت.

واژگان خاص به‌طور جداگانه، در صفحه‌ای درباره واژه‌هایی که ChatGPT را لو می‌دهند فهرست شده است، و فعل واحدی که بیشترین آسیب را وارد می‌کند نیز به‌طور مستقل توضیح داده شده است.

سؤالی که ارزش دارد این یکی را با آن جایگزین کنید، دقیق‌تر است. به‌جای این‌که بپرسید آیا یک بند شبیه یک ماشین به نظر می‌رسد یا نه، بپرسید کدام جمله در آن فقط می‌توانست نوشته شما باشد. اگر پاسخ هیچ‌کدام باشد، همان بند است که باید روی آن کار شود، و در سالی که هیچ detectorی در آن وجود نداشت، باز هم ارزش داشت روی آن کار شود.

XLinkedInFacebook

سؤالات متداول

معمولاً بله، و این رایج‌ترین محرک این پرسش است. افرادی که می‌پرسند "does my writing sound like AI" تقریباً همیشه به ساختار واکنش نشان می‌دهند: جمله‌های موضوعی، گذارهای نشانه‌گذاری‌شده و یک رجیستر یکنواخت از معیارهای ارزیابی هستند، و همچنین همان چیزی‌اند که یک مدل زبانی به‌طور پیش‌فرض تولید می‌کند. سازمان‌دهی هیچ اطلاعاتی درباره اینکه چه کسی متن را نوشته است نمی‌دهد، و حذف آن فقط نوشته را بدتر می‌کند.

Moe

PhD in natural language processing, with years spent building NLP applications end to end. Moe works on text analysis: lexical and syntactic structure, and what separates machine-generated prose from human prose statistically. He has been experimenting with computational linguistics since the early days of NLTK, spaCy and WordNet, and still writes most of his tooling in Python.

از تازه‌های انسان‌سازی AI باخبر بمانید

نکات مربوط به نگارش دانشگاهی، تشخیص AI و انسان‌سازی را در صندوق ورودی‌تان دریافت کنید.

بدون اسپم. هر زمان خواستید لغو اشتراک کنید.