SEO

انسانی‌سازی محتوای AI در مقیاس برای آژانس‌ها

پیش‌نویس‌نویسی هفته‌ای که آژانس یک مدل را به کار گرفت، دیگر گلوگاه نبود. ویراستار همان هفته به گلوگاه تبدیل شد، و بیشتر تیم‌ها هرگز فرایند را بر آن اساس بازطراحی نکردند. این نسخه عملیاتی است: سه نقطه‌ای که یک انسان باید در آن حضور داشته باشد، تصمیم‌هایی که ارزش دارند یک‌بار در سراسر همه مشتریان گرفته شوند، و کاری که هرقدر هم سامانه خوب شود، در برابر استانداردسازی مقاومت می‌کند.

6 min
Table showing what to standardize once and what to decide per piece when you humanize AI content at scale

یک آژانس با یازده مشتریِ قراردادی، ماهانه شصت صفحه را میان دو نویسنده و یک ویراستار تحویل می‌دهد. نگارش از هفته‌ای که آن‌ها یک مدل را به کار گرفتند، دیگر گلوگاه نبود. ویراستار در همان هفته به گلوگاه تبدیل شد، و هیچ‌کس فرایند را بر اساس آن بازطراحی نکرد.

انسانی‌سازی محتوای AI در مقیاس، یعنی اجرای یک فرایند تکرارپذیر بر روی قطعات متعدد، نه اعمالِ مکررِ داوری‌های خوبِ ویرایشی شصت بار جداگانه و امید بستن به این‌که کارآمد بمانند. تفاوت در آنچه نوشته می‌شود آشکار می‌شود. یک صفحه که به‌خوبی ویرایش شده باشد، به این بستگی دارد که کدام ویراستار اتفاقاً آن را برداشته است. یک برنامه به تصمیم‌هایی وابسته است که یک‌بار گرفته می‌شوند، همه‌جا اعمال می‌شوند، و در نقاط ثابتی بررسی می‌شوند که هیچ‌کس اجازه ندارد از آن‌ها صرف‌نظر کند.

یک بند درباره پرسش انطباق، چون بر همه چیزِ پایین‌تر از آن حاکم است. سیاست spam Google صفحاتی را توصیف می‌کند که در مقیاس تولید شده‌اند، با هدف اصلی دستکاری رتبه‌بندی‌ها، نه کمک به کاربران، و این یعنی هدف محرک است و حجم فقط یک نشانه. شصت صفحه واقعاً متمایز که حاوی حقایقی هستند که خواننده نمی‌تواند جای دیگری به دست آورد، بیرون از آن جمله قرار می‌گیرند. شصت صفحه تقریباً یکسان که فقط یک متغیر در آن‌ها عوض شده است، درون آن قرار می‌گیرند، هرچه هم مجموع ماهانه بگوید. موضع مستند Google درباره محتوای یاری‌گرفته از AI ارزش آن را دارد که پیش از تأیید هر برنامه حجمی، به‌طور کامل خوانده شود، و هرچه در ادامه می‌آید بر این فرض استوار است که آزمون هدف از پیش گذرانده شده است.

انسانی‌سازی محتوای AI در مقیاس: ویراستار باید کجا قرار بگیرد

برای این‌که چیزی در Wikipedia منتشر شود، یک ویراستار انسانی باید در سه جایگاه حضور داشته باشد. فقط یکی از آن‌ها پس از وجود داشتن پیش‌نویس رخ می‌دهد. یکی brief است: کسی می‌نشیند و می‌پرسد، 'این صفحه چه چیزی را می‌داند که هیچ صفحه دیگری نمی‌داند؟' دیگری راستی‌آزمایی است: همه منابعِ هر واقعیت و ارجاعِ قابل بررسی را باز کنید. و سومی تأیید نهایی است: کسی نام خود را پای آن می‌گذارد. هرچه میان این چیزها قرار دارد می‌تواند خودکار شود. اما هیچ‌یک از این سه نمی‌تواند.

بیشتر آژانس‌ها هر سه را در پایان روی هم می‌گذارند و کل فرایند را ویرایش می‌نامند، و دقیقاً گلوگاه از همین‌جا ایجاد می‌شود. تصمیمی که در مرحله brief گرفته می‌شود ده دقیقه زمان می‌برد. تصمیمی که پس از پیش‌نویس‌نویسی گرفته می‌شود به بازنویسی کامل نیاز دارد. ویراستاری که صفحه‌ای نهایی را تحویل می‌گیرد، در حالی که هرگز چیزی برای گفتن به آن داده نشده است، هیچ راهی جز بازگرداندن آن ندارد، و همین رفت و برگشت پرهزینه‌ترین رویداد در گردش کار است.

تأیید نهایی شایسته یک فرد مشخص است، نه یک نقش. راهنمای خود Google می‌پرسد آیا برای بازدیدکنندگان بدیهی است که چه کسی محتوا را نوشته است، می‌پرسد آیا صفحات در جایی که انتظار می‌رود byline دارند یا نه، و به‌جای الزام، اطلاعات دقیق درباره نویسندگی را توصیه می‌کند. یک byline که به یک فرد واقعی ارجاع می‌دهد، در درون سازمان نیز کاری مفید انجام می‌دهد که هیچ سیاستی آن را مطالبه نمی‌کند, این کار آن است که یک انسان قابل‌شناسایی را از تأیید صفحه‌ای که حاضر نیست در برابر مشتری از آن دفاع کند، بازمی‌دارد.

چه چیزهایی را باید یک‌بار، در همه مشتریان، استاندارد کرد

هر چیزی را که میان قطعه‌ها تغییر نمی‌کند استاندارد کنید: واژگان داخلی، پیش‌فرض‌های ساختاری، چارچوب prompt، پیکربندی ابزار، و تعریف مکتوبِ کارِ تمام‌شده. این تصمیم‌ها ارزش آن را دارند که یک‌بار، برای یک هفته، درباره‌شان بحث شود و سپس دیگر هرگز. حاصل این کار، بازبینی‌کننده‌ای است که هر صفحه‌ای را در صف باز می‌کند و زمان را صرف محتوا می‌کند، نه صرف بازگشایی این بحث که آیا سبک داخلی از ویرگول سریالی استفاده می‌کند یا نه.

لایهیک‌بار استاندارد شده، برای همه مشتریاندر هر قطعه تصمیم‌گیری می‌شود
صدافهرست واژه‌های ممنوع، دامنه طول جمله، و قاعده‌ای که آغاز یک بخش را با بازگویی عنوان همان بخش منع می‌کنداینکه لحن یک مشتری تا چه حد از پیش‌فرض داخلی فاصله دارد
ساختارعمق تیترها، محل قرار گرفتن پاسخ مستقیم زیر هر تیتر، و قراردادهای جدول و فهرستاینکه آیا این قطعه مشخص اصلا به جدول نیاز دارد یا نه
منبع‌دهیاینکه چه چیزی منبع به شمار می‌آید، و قاعده‌ای که هر رقم باید یک منبع داشته باشداینکه این ادعا به کدام منابع نیاز دارد، و چه کسی آن‌ها را باز می‌کند
ابزارهایک پیکربندی humanizer ذخیره‌شده برای هر مشتری، تا خروجی میان اپراتورها دچار انحراف نشودهیچ چیز. دستکاری ابزارها برای هر قطعه همان چیزی است که یک دسته را از حالت دسته بودن خارج می‌کند
پاسخگویییک بازبین نام‌دار برای هر مشتری و یک تعریف مکتوب از کارِ تمام‌شدهاینکه کدام شخص نام‌دار این صفحه را تأیید کرده است

ردیف ابزارها همان بخشی است که آژانس‌ها بیشترین خطا را در آن مرتکب می‌شوند. وقتی هر نویسنده تنظیمات خودش را اجرا می‌کند، خروجی میان اپراتورها دچار انحراف می‌شود، و این انحراف به صورت ناسازگاری درون سایت یک مشتری واحد ظاهر می‌شود، ناسازگاری‌ای که هیچ‌کس به‌روشنی نمی‌تواند آن را به عنوان یک مسئله کیفیت نام‌گذاری کند. پیکربندی را برای هر مشتری تنظیم کنید، آن را ذخیره کنید، و هر تغییری در آن را به عنوان تصمیمی در نظر بگیرید که ثبت می‌شود، نه یک لغزنده که کسی عصر پنجشنبه کمی جابه‌جا کرده است.

مقاله خود را انسانی‌سازی کنید

متنِ کمک‌گرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژه‌های مهم یا ارجاع‌ها.

رایگان شروع کنید

چه چیزهایی را نمی‌توان قالب‌بندی کرد

سه چیز وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را استاندارد کرد، و همین سه چیز تعیین می‌کنند که آیا صفحه اصلا باید وجود داشته باشد یا نه. نخستین چیزی که نمی‌توان استاندارد کرد، ورودی مشخص است. این می‌تواند عددی باشد که این مشتری اندازه‌گیری کرده است، یا تصویر صفحه داشبورد واقعی او، یا اعتراضی که تیم فروش او هر هفته با آن روبه‌رو می‌شود. دومین چیزی که نمی‌توان استاندارد کرد، راستی‌آزمایی هر چیز قابل بررسی است، یعنی به پیش‌نویس اعتماد نکنید، منبع را باز کنید. و سومین چیزی که نمی‌توان استاندارد کرد، گرفتن تصمیم درباره این است که آیا این صفحه چیزی به آنچه هم‌اکنون برای این اصطلاح رتبه دارد اضافه می‌کند یا نه.

آن ورودی مشخص، پیش از آنکه مسئله‌ای مربوط به نوشتن باشد، یک مسئله دسترسیِ مشتری است. به همین دلیل است که آن‌قدر خاموش و در عین حال پایدار است که از بین نمی‌رود. نویسنده‌ای که نتواند به داده‌های مشتری دسترسی پیدا کند، نتواند 15 دقیقه با کسی که آن کار را انجام می‌دهد بنشیند، و نتواند یک عدد واقعی منتشر کند، یک خلاصه کاملاً قابل‌قبول از ده پاسخ برتر فعلی تولید خواهد کرد. مهم نیست نویسندگان شما چقدر خوب باشند. مهم نیست درباره حوزه شما چه می‌دانند یا شما درباره توانایی‌هایشان چه فکری می‌کنید.

واژگان درون‌سازمانی تنها تصمیم مربوط به صداست که ارزش دارد به‌صورت مکانیکی، نه از طریق بازبینی، اعمال شود، زیرا چیزی است که بازبین جایی حوالی صفحه بیستم دیگر متوجه آن نمی‌شود. یک پاک‌کننده رایگان واژگان AI که پیش از رسیدن هر چیز به ویراستار اجرا شود، عبارت‌های کلیشه‌ای را در نقطه‌ای که کمترین هزینه را دارد حذف می‌کند، و این کار زمان بازبینی انسانی را بر داوری‌های موردی متمرکز نگه می‌دارد. الگوهای تکرارشونده‌ای که پیش‌نویس ویرایش‌نشده را مشخص می‌کنند در جای دیگری به‌تفصیل فهرست شده‌اند، و فهرستی درون‌سازمانی که بر پایه آن‌ها ساخته شود، از فهرستی که از هر چیزی که بازبین ماه گذشته را آزرده است گرد آمده باشد، دوام بیشتری دارد.

حفظ دفاع‌پذیری یک برنامه حجمی

آزمونِ هدف درباره کل برنامه است، نه درباره هیچ صفحه‌ای. آن را در سطح طرح پاسخ دهید و آن را به‌صورت مکتوب پاسخ دهید. پیش از آنکه یک بسته سفارش داده شود، مشخص کنید هر صفحه در آن چه چیزی را دربر خواهد داشت که هیچ صفحه دیگری در آن بسته ندارد. یک ستون در صفحه‌گسترده یعنی آن بسته یک صفحه با متغیرهاست و حجم دارد همه کار را انجام می‌دهد. مجموعه‌ای متفاوت از واقعیت‌ها برای هر صفحه یعنی آن بسته مجموعه‌ای از اسناد است که صرفاً شکل مشترکی دارند.

دو عادت عملی از این نتیجه می‌شود. به‌جای پراکندن یک برنامه میان سایت‌های ماهواره‌ای، آن را تحت یک دامنه منتشر کنید، زیرا ایجاد چندین سایت برای پنهان کردن ماهیت مقیاس‌یافته محتوا در فهرست نمونه‌های خود Google ذیل این سیاست قرار دارد. و بگذارید ظرفیت تحریریه حجم انتشار را تعیین کند، نه برعکس. آژانسی که نخست به تعداد صفحه متعهد می‌شود و سپس به‌دنبال زمان بازبینی می‌گردد، همان آژانسی است که بی‌سروصدا مرحله راستی‌آزمایی را در ماه سوم حذف می‌کند.

یک humanizer ساخته‌شده برای محتوای بازاریابی و SEO بخشی از پشته است که بیش از همه ارزش دارد با دقت پیکربندی شود، زیرا هر صفحه را در هر دسته لمس می‌کند و تنظیمات پیش‌فرض آن به‌طور اتفاقی به صدای آژانس تبدیل می‌شود. آنچه تغییر می‌دهد این است که یک صفحه چگونه خوانده می‌شود. آنچه نمی‌تواند تغییر دهد این است که صفحه چه می‌داند، و هیچ پیکربندی‌ای از آن، انسان را از سه نقطه بالا حذف نمی‌کند.

چه چیزی واقعاً میزان انتشار یک آژانس را محدود می‌کند؟

زمان راستی‌آزمایی، در تقریباً همه موارد. نگارش از همان لحظه‌ای که یک مدل وارد فرایند شد به سمت صفر فرو ریخت، و تهیه brief و تأیید نهایی نیز با تمرین به‌طور معقولی فشرده می‌شوند. تأیید این‌که یک رقم واقعی است، این‌که یک استناد به سندی موجود اشاره می‌کند، و این‌که ادعای یک مشتری ادعایی است که خود مشتری از آن دفاع خواهد کرد، اصلاً فشرده نمی‌شود، زیرا کسی باید منبع را باز کند و آن را بخواند. هر مدل ظرفیت که بر پایه سرعت نگارش ساخته شود، بیش از حد تعهد می‌دهد، و مرحله‌ای که وقتی ماه کوتاه می‌آید حذف می‌شود همان مرحله‌ای است که کل برنامه را سرپا نگه می‌دارد.

دو پرسشی که این موضوع برای یک تیم محتوا مطرح می‌کند جداگانه پاسخ داده می‌شوند: این‌که آیا محتوای AI در Google رتبه می‌گیرد، و این‌که آیا اساساً برای SEO بد است یا نه.

تعداد صفحاتی را که این ماه منتشر شده‌اند بگیرید و آن را بر ساعت‌هایی تقسیم کنید که تیم واقعاً صرف باز کردن منابع کرده است. عددی که به دست می‌آید ظرفیت واقعی است، و بیشتر آژانس‌ها متوجه می‌شوند که مدتی است بالاتر از آن منتشر می‌کنند، بی‌آن‌که کسی عمداً چنین تصمیمی گرفته باشد.

XLinkedInFacebook

سؤالات متداول

تصمیم‌هایی را که میان متن‌ها تغییر نمی‌کنند استاندارد کنید و فقط قضاوت‌های موردی را برای بازبین بگذارید. یک فهرست واژگان داخلی، پیش‌فرض‌های ساختاری و یک پیکربندی ذخیره‌شده ابزار برای هر مشتری، خروجی را میان اپراتورها یکدست نگه می‌دارد. برای انسانی‌سازی محتوای AI در مقیاس، بخش متغیر باید ورودی مشخصی باشد که هر صفحه حمل می‌کند، نه تنظیماتی که هر کسی که پیش‌نویس را برداشته اتفاقاً انتخاب کرده است.

Mark

Content strategist at TextPulse, here since the company started. Mark writes the product and technical coverage: how the humanizer works under the hood, what changes in each release, and what a specification actually means for your writing. His reviews of writing software come from using them on real documents rather than reading a feature list.

از تازه‌های انسان‌سازی AI باخبر بمانید

نکات مربوط به نگارش دانشگاهی، تشخیص AI و انسان‌سازی را در صندوق ورودی‌تان دریافت کنید.

بدون اسپم. هر زمان خواستید لغو اشتراک کنید.