Academic Writing

چگونه یک بخش روش‌ها را بدون سرقت ادبی بازنویسی کنیم

بخش روش‌ها جایی است که نوشتار صادقانه بیش از همه شبیه کپی‌کردن به نظر می‌رسد، زیرا رویه‌های استاندارد توصیف‌های استاندارد دارند. چه چیزهایی را باید بازنویسی کرد، چه چیزهایی باید دقیق بماند، چه زمانی به جای بازنویسی باید نقل‌قول کرد، و خطر خودسرقت ادبی از مقاله‌های پیشین خودتان که به‌سادگی ممکن است نادیده بماند.

5 min
Table showing what to reword and what to keep exact when you paraphrase methods section without plagiarism

بخش روش‌هاي او آماده ارسال است. او آن را از یک بررسی‌کننده شباهت عبور می‌دهد و می‌بیند چندین جمله به رنگ قرمز درمی‌آیند. هر یک از آن جملات یک گام سانتریفیوژ را توصیف می‌کند که دقیقاً همان‌طور انجام شده است که در آزمایشگاه استاد راهنمای او طی ده سال انجام می‌شده است: همان سرعت، همان زمان، همان بافر. او هر واژه را تایپ کرده است. گزارش این را نمی‌داند. یک درصد هم این را نمی‌داند.

شکاف میان آنچه شما واقعاً می‌نویسید و آنچه یک بررسی‌کننده به عنوان سرقت ادبی علامت‌گذاری می‌کند، همان چیزی است که یادگیری نحوه بازنویسی بخش روش‌ها بدون سرقت ادبی را برای هر بخش دیگر یک مقاله دشوارتر از آن می‌کند که به نظر می‌رسد. بخش‌های روش‌ها چیزی شناخته‌شده را توصیف می‌کنند، بنابراین یک نسخه مستقل و یک نسخه کپی‌شده ممکن است بسیار مشابه خوانده شوند، و خطر دیگری نیز درست کنار آن وجود دارد، استفاده دوباره از توصیفی که در مقاله‌ای دیگر یا پایان‌نامه خودتان منتشر کرده‌اید، بدون ارجاع به آن. برای هر دو این مشکل‌ها راه‌حل‌های واقعی وجود دارد. مشکل نخست با عبور دادن هر جمله از یک فرهنگ لغت مترادف حل نمی‌شود.

چرا یک بخش روش‌ها حتی وقتی سرقت ادبی نیست، شبیه سرقت ادبی به نظر می‌رسد

هر بخش روش‌ها در یک زیررشته معین، مجموعه کوچکی از کنش‌های استاندارد را توصیف می‌کند: این که یک نمونه چگونه برداشت شد، یک مقیاس چگونه اجرا شد، یک واکنش چگونه انجام شد. دو پژوهشگری که هرگز کار یکدیگر را نخوانده‌اند، همان رویه معتبر را تقریباً با همان واژه‌ها توصیف خواهند کرد، زیرا برای آن واژگان درست و محدودی وجود دارد و فضای چندانی برای بیان متفاوت آن نیست. امتیاز همپوشانی بالا در یک بخش روش‌ها دقیقاً به همین دلیل رایج است، و به خودی خود هیچ چیزی درباره منشأ متن نمی‌گوید.

این با یک مرور ادبیات یا یک بخش بحث متفاوت است، جایی که دو نویسنده دقیق که درباره یک موضوع واحد می‌نویسند، همچنان در این که بر چه چیزی تأکید کنند و چگونه آن را بیان کنند، انتخاب‌های متفاوتی دارند. یک بخش روش‌ها چنین آزادی‌ای را بسیار کمتر در خود دارد. راهنمای خود TextPulse، راهنمای بخش به بخش برای انسانی‌سازی نگارش دانشگاهی توضیح می‌دهد که چرا یک بخش روش‌ها به طور متعارف در یک بررسی AI یا شباهت، امتیازی بالاتر از بقیه مقاله می‌گیرد، و همین قرارداد دقیقاً همان چیزی است که باعث می‌شود حتی وقتی هر واژه اصیل است، متن وام‌گرفته به نظر برسد.

چه چیزهایی را می‌توانید آزادانه بازنویسی کنید

بخش‌هایی از یک بخش روش‌ها که واقعاً می‌توان آن‌ها را بازنویسی کرد، بخش‌هایی هستند که یک انتخاب را توضیح می‌دهند، نه یک فرایند را نام می‌برند: این‌که چرا یک حجم نمونه خاص برای این مطالعه معقول بود، چرا یک وضعیت کنترل در اینجا به‌طور مشخص اهمیت داشت، چگونه یک پروتکل کلی برای مواد خود شما سازگار شد. این، محتوای مؤلف است، نه واژگان استاندارد، و همین‌جاست که یک امتیاز همپوشانی بالا باید واقعاً شما را نگران کند.

عبارات گذار و جمله‌های چارچوب‌ساز نیز در همین دسته قرار می‌گیرند. "Prior to data collection, ethical approval was obtained from the relevant board" را می‌توان به دوازده شکل صادقانه بازساخت، بی‌آنکه حتی یک اصطلاح فنی را دست زد. هر جمله‌ای که توالی را توضیح می‌دهد، یا انحرافی را از رویکرد پیش‌فرض حوزه توجیه می‌کند، نیز همین‌طور است. اگر جمله‌ای کار بلاغی انجام می‌دهد، نه این‌که روشی را نام ببرد، می‌توان آن را به همان شیوه‌ای بازنویسی کرد که هر نثر دانشگاهی دیگری را می‌توان.

اصطلاحات فنی‌ای که باید دقیقاً همان‌طور که نوشته شده‌اند باقی بمانند

دسته‌ای دیگر از زبان را نمی‌توان بدون نادرست شدن بازنویسی کرد. نام یک مقیاس اعتبارسنجی‌شده، یک آزمون آماری مشخص، یک معرف، یک مدل ابزار، یک مجموعه معیار تشخیصی: این‌ها انتخاب‌های سبکی نیستند، بلکه ارجاع‌های دقیقی به چیزی هستند که خواننده باید آن را دقیقاً شناسایی کند. تغییر نام یک one-way ANOVA به یک مقایسه واریانس تک‌عاملی، جمله را اصیل‌تر نمی‌کند. فقط تشخیص این‌که واقعاً چه چیزی اجرا شده است را برای خواننده‌ای در آن حوزه دشوارتر می‌کند.

همین منطق درباره پروتکل‌های نام‌دار و دستورالعمل‌های استاندارد نیز صدق می‌کند. "Participants completed the Beck Depression Inventory-II" را نمی‌توان به "participants filled out a well known mood questionnaire" بازنویسی کرد، بی‌آنکه دقیقاً همان اطلاعاتی را از دست بدهیم که خواننده برای بازتولید یا ارزیابی مطالعه به آن نیاز دارد. با این اصطلاحات همان‌گونه رفتار کنید که با یک فرمول شیمیایی رفتار می‌کنید: نقاط ثابتی که جمله باید از آن‌ها عبور کند، هرچند بقیه جمله پیرامون آن‌ها حرکت می‌کند.

ElementReword or keep exactWhy
استدلال شما برای یک انتخاب طراحیبازنویسیاین استدلال خود شماست، نه یک مرجع استاندارد
یک ابزار یا مقیاس نام‌گذاری‌شده و اعتبارسنجی‌شدهعیناً حفظ شودخواننده باید بتواند دقیقاً تشخیص دهد کدام ابزار استفاده شده است
نام یک آزمون آماریعیناً حفظ شودتغییر نام آن، آنچه واقعاً اجرا شده است را مبهم می‌کند
یک جمله انتقالی یا چارچوب‌سازبازنویسیبافت پیونددهنده است، نه یک ارجاع فنی
یک رویه که از مقاله پیشین خودتان کپی شده استبازنویسی، و به مقاله پیشین استناد کنیداستفاده مجدد بدون ارجاع همچنان سرقت ادبی از خود است

مقاله خود را انسانی‌سازی کنید

متنِ کمک‌گرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژه‌های مهم یا ارجاع‌ها.

رایگان شروع کنید

چه زمانی به جای بازنویسی باید نقل‌قول و استناد کرد

گاهی اقدام صادقانه این است که اصلاً بازنویسی نکنید. اگر یک منبع، عبارت دقیق یک گویه نظرسنجی، یک روبریک کدگذاری، یا یک لنگر مقیاس را منتشر کرده باشد، آن را مستقیماً نقل‌قول کنید و منبع آن را ذکر کنید، نه این که نسخه‌ای تقریبی تولید کنید که خطر تغییر دادن چیزی را داشته باشد که در واقع از شرکت‌کننده پرسیده شده است. یک گویه ابزار که بازنویسی شده است فقط یک ریسک استنادی نیست، بلکه می‌تواند یک مسئله روایی باشد، زیرا مقیاس بر اساس عبارت دقیق خود اعتبارسنجی شده است، نه بر اساس نسخه‌ای بازنویسی‌شده از آن.

همین امر درباره یک پروتکل نیز صدق می‌کند که شما آن را دقیقاً از یک منبع منتشرشده، گام به گام و بدون هیچ انحرافی دنبال می‌کنید. نقل‌قول از گام‌های مربوط و استناد به منبع، از بازنویسیِ توالی‌ای که شما آن را تغییر نداده‌اید دقیق‌تر است، و برای هر کسی که مقاله را بررسی می‌کند، محتاطانه‌تر به نظر می‌رسد، نه کمتر.

خطری که مراقب آن نیستید: استفاده مجدد از مقاله پیشین خودتان

خطری که پژوهشگران برای سرقت ادبی در نظر می‌گیرند، کپی کردن نوشته شخص دیگری است. اما چیزی که فراموش می‌کنند، کپی کردن نوشته خودشان است, برداشتن بخش روش‌ها از یک مقاله پیشین، یک مجموعه مقالات کنفرانسی، یا یک پایان‌نامه، و آوردن آن به یک دست‌نوشته جدید که همان فرایند را روی یک نمونه جدید توصیف می‌کند. بسیاری از مجلات و مؤسسات این را خودسرقت ادبی می‌دانند، که گاهی بازچرخه‌سازی متن نیز نامیده می‌شود، و یک بررسی‌کننده شباهت آن را دقیقاً به همان شیوه‌ای علامت‌گذاری می‌کند که متن وام‌گرفته از شخص دیگری را علامت می‌زند، زیرا از نظر مکانیکی همان عمل است.

راهنمای خود APA درباره بازنویسی به‌طور مستقیم این تمایز را بیان می‌کند و بازنویسی را چنین تعریف می‌کند: بازگویی "ایده دیگری (یا ایده‌ای که پیش‌تر خودتان منتشر کرده‌اید) با واژگان خودتان"، و در هر دو حالت ارجاع را الزامی می‌داند. اگر مقاله سومی از همان پروتکل مقاله نخست شما استفاده می‌کند، آن را به‌صورت تازه توصیف کنید و به مقاله پیشین خودتان همان‌گونه ارجاع دهید که به نوشته هر شخص دیگری ارجاع می‌دهید. citation generator در TextPulse می‌تواند آن مرجع را همان‌گونه قالب‌بندی کند که هر منبع دیگری را قالب‌بندی می‌کند.

راه درست بازنویسی بخش روش‌ها بدون سرقت ادبی

جایگزین کردن مترادف‌ها در یک جمله روش‌ها مشکل سرقت ادبی را حل نمی‌کند، زیرا اسکلت جمله، و ترتیب آمدن بندهای آن، چیزی است که هم یک بررسی‌کننده شباهت و هم یک خواننده دقیق متوجه آن می‌شوند. "Participants were randomly assigned to one of two conditions" اگر به "individuals were haphazardly allocated to a pair of conditions" تبدیل شود، همان جمله است که لباس واژگانی دیگری پوشیده است، و معمولاً بدتر هم خوانده می‌شود.

یک بازنویسی واقعی جمله را از آنچه واقعاً رخ داده است بازسازی می‌کند، نه از شکل جمله پیشین: از یک بند دیگر آغاز کنید، دو جمله کوتاه را در یک جمله ادغام کنید، یا یک جمله فشرده را به دو جمله تقسیم کنید. academic tone converter خود TextPulse دقیقاً بر همین اصل کار می‌کند، با تنظیم لحن و ساختار بدون دست زدن به ارقام یا اصطلاحات مشخصی که یک بخش روش‌ها به آن‌ها وابسته است، و این یک سنجش مفید برای پاراگرافی است که مطمئن نیستید آن را به اندازه کافی از منبع دور کرده‌اید.

برای یک پیش‌نویس کامل، نه فقط یک بند علامت‌گذاری‌شده، AI humanizer در TextPulse همان منطق بازساخت را در سراسر سند کامل به کار می‌گیرد، نه فقط یک جمله در هر بار.

بازنویسی بخش روش‌ها پیش از آنکه هر مسئله‌ای درباره یکپارچگی مطرح شود، دو پرسش دستوری را پیش می‌کشد: آیا باید از وجه مجهول استفاده کرد، و این بخش در کدام زمان فعل قرار می‌گیرد. پاسخ هر دو جداگانه داده می‌شود.

هیچ‌یک از این‌ها احتیاط بیشتری نسبت به هر بخش دیگر یک مقاله نمی‌طلبد، فقط نگاهی دقیق‌تر به این که کدام جمله‌ها حامل داده‌های اصلی هستند و کدام‌ها صرفا چسب پیونددهنده‌اند. بخشی از روش‌ها که پژوهشگران دیگر واقعا به آن اعتماد می‌کنند، بخشی است که فرایند خود را دقیقا نام می‌برد، استدلال خودش را در صدای خودش نگه می‌دارد، و به مقاله‌ای که از آن یک بند وام گرفته است استناد می‌کند، از جمله وقتی آن مقاله از خود شما بوده است.

XLinkedInFacebook

سؤالات متداول

نه، اگر استدلال پیرامون یک رویه را بازنویسی کنید و در عین حال اصطلاحات استاندارد، نام آزمون‌ها و عنوان ابزارها را دقیق نگه دارید. خطر واقعی در چگونه یک بخش روش‌ها را بدون سرقت ادبی بازنویسی کنیم این است که نام یک مقیاس اعتبارسنجی‌شده یا یک آزمون آماری را قابل تغییر بدانید، در حالی که خواننده نیاز دارد آن را دقیق ببیند. هر چیزی را که به‌طور مستقیم نقل می‌کنید، به جای تحمیل یک بازنویسی تقریبی، ارجاع دهید.

Sara

Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.