چگونه از رد در مرحله اولیه جلوگیری کنیم
بیشتر ردهای اولیه پیش از آن رخ میدهند که اصلا داوری انتخاب شود، در چند دقیقهای که سردبیر صرف عنوان، چکیده و پاراگراف نخست شما میکند. در اینجا آمده است که آن نخستین خوانش دقیقا به دنبال چه چیزهایی میگردد، و آن یک بازخوانی که بیشتر مشکلات را پیش از ارسال شما آشکار میکند.
یک ویراستار که در آن هفته چهل دستنوشته در صف دارد، مقاله شما را از ابتدا تا انتها نمیخواند تا تصمیم بگیرد که آیا به داوری همتا میرود یا نه. در چند دقیقه نخست، عنوان را میخواند، چکیده را مرور میکند، نگاهی به نامه همراه میاندازد، و تصمیم میگیرد که آیا مقاله اصلا ارزش وقت یک داور را دارد یا نه. بیشتر مواردی که در این مرحله باعث رد شدن یک دستنوشته میشوند، هیچ ربطی به کیفیت پژوهش زیربنایی ندارند.
دانستن این که چگونه از رد شدن در مرحله اولیه جلوگیری کنید یعنی بفهمید آن نخستین خوانش دقیقا چه چیزی را بررسی میکند، زیرا تقریبا هیچکدام از آن به این برنمیگردد که آیا نتایج شما جالب هستند یا نه. ناهماهنگی با دامنه موضوعی، بزرگترین علت منفرد است و همچنین آسانترین مورد برای پیشگیری. بقیه هم قابل اجتناباند، وقتی بدانید ویراستار در این مرحله دقیقا به دنبال آنها میگردد، نه این که به داوری همتا اعتماد کند تا بعدا آنها را پیدا کند.
فرایند گستردهتر ارسال مقاله به مجله, غربالگری، زمانبندیها، و آنچه پس از پذیرش رخ میدهد، راهنمای خودش را دارد. این نوشته بر یک لحظه درون همان فرایند میماند, خوانشی که پیش از آغاز هر چیز دیگری رخ میدهد، و دقیقا این که چه چیزی باعث میشود ویراستار همانجا متوقف شود، به جای آن که دستنوشته را به جلو بفرستد.
چگونه از رد شدن در مرحله اولیه جلوگیری کنیم: نخستین خوانش به دنبال چه چیزی است
غربالگری تحریری بر عنوان، چکیده، و نامه همراه تکیه دارد، تقریبا به همان ترتیب، و این کار خیلی پیش از آن انجام میشود که کسی بخش روشها را با دقت بخواند. یک ویراستار غربالگر، یا دستیار تحریری که بر اساس دستورهای یک ویراستار کار میکند، در این مرحله یک پرسش را مطرح میکند: آیا این دستنوشته به اینجا تعلق دارد، و آیا به اندازه کافی منسجم هست که ارزش وقت یک داور را داشته باشد؟ هر آنچه در ادامه میآید در واقع پاسخی است به این که چه چیزی باعث میشود پاسخ این پرسش منفی باشد.
Elsevier روشنترین، و در عین حال متناقضترین، نمونه از این است که نرخ رد شدن در بررسی اولیه در عمل تا چه اندازه مبهم است. دو صفحه از خود شرکت دو رقم متفاوت را بیان میکنند، و هیچکدام به دیگری ارجاع نمیدهند.
| ناشر یا مجله | آنچه بیان میکنند | تاریخ | یادداشت |
|---|---|---|---|
| Elsevier, 2015 guidance page | ویراستاران 30 تا 50 درصد از ارسالها را پیش از داوری همتا رد میکنند | 10 April 2015 | رقمی مشخص برای رد در مرحله desk rejection |
| Elsevier, 2024-copyright page | ویراستاران تا 70 درصد از دستنوشتهها را رد میکنند | Undated, copyright 2024 | رد در مرحله desk rejection را با ردهای پس از داوری در هم میآمیزد، و همان سنجه 2015 نیست |
| PLOS ONE | حدود 20 درصد بدون داوری رد میشوند | 2021, from the then editor-in-chief | یک مجله مشخص، بهصورت رسمی ثبتشده، نه رقمی در سطح کل شرکت |
| Springer Nature | هیچ درصدی منتشر نشده است | Not stated | دلایل رد را فهرست میکند، اما نرخ را نه |
هر یک از این ارقام که برای یک مجله خاص به واقعیت نزدیکتر باشد، بخشی واقعی از ردها در همین مرحله اداری نخست رخ میدهد، پیش از آنکه اصلا داوریکنندهای انتخاب شود. هر علت زیر چیزی است که میتوانید پیش از ارسال خودتان بررسی کنید، نه چیزی که شش هفته بعد، در میانه داوری، از آن باخبر شوید.
ناهمخوانی با دامنه، عامل اصلی است و کاملا قابل پیشگیری است
ناهمخوانی با دامنه یعنی مقاله کاری محکم است که به آدرس نادرست فرستاده شده است. یک مطالعه که با دقت انجام شده اما به مجلهای ارسال شده که دامنه اعلامشده آن این حوزه را پوشش نمیدهد، برای یک ویراستار یک مورد مرزی نیست، بلکه یک نه فوری است، هرچند مطالعه چقدر هم خوب طراحی شده باشد، زیرا آن مجله نمیتواند به خوانندگانی خدمت کند که هرگز قرار نبود آن را در آنجا جستوجو کنند. راهنمای خود Elsevier نامناسب بودن یک دستنوشته برای دامنه یا معیارهای مجله را بهعنوان دلیلی ثابت برای رد پیش از داوری ذکر میکند، و دلایل تحریریه Springer Nature نیز جداگانه خارج بودن از دامنه مجله را بهعنوان علت نامگذاریشده خود فهرست میکنند.
ابزار یافتن مجله اختصاصی TextPulse، journal finder، موضوع و اهداف اعلامشده دستنوشته شما را با دامنه خود مجله پیش از آنکه ارسال کنید مقایسه میکند، و این ارزانترین راه برای شناسایی ناهماهنگی پیش از آن است که یک ویراستار این کار را برای شما انجام دهد.
قالب، طول و نبودِ اظهاریهها پیش از آنکه علم فرصت کند، خواندن را متوقف میکنند
مشکلات قالب و طول، مکانیکیترین علت در این فهرست هستند، و در هر حال آسانترین موارد برای از قلم افتادن. شمارش واژهای که در یک مجله منابع را هم شامل میشود، در مجله بعدی آنها را حذف میکند، ترتیبی از بخشها که یک مجله انتظار دارد، ممکن است برای مجلهای دیگر آشکارا نادرست باشد، و دستنوشتهای که هنوز الگوی یک مجله دیگر یا سبک ارجاعدهی آن را با خود دارد، نشان میدهد که راهنمای نویسندگان اصلا خوانده نشده است. Elsevier عدم انطباق با قالب را بهطور مستقیم بهعنوان دلیل ثابت رد شدن پیش از داوری ذکر میکند.
اظهاریهها خودشان دام جداگانهای هستند. نبودِ بیانیه تعارض منافع، شماره تأیید اخلاق، بیانیه دسترسپذیری دادهها، یا بیانیه مربوط به استفاده از هوش مصنوعی مولد میتواند دستنوشته را پیش از آنکه یک ویراستار اصلا فایل را باز کند متوقف کند، زیرا کارکنان تحریریه ابتدا ارسالها را با فهرست الزامات بررسی میکنند. ناشران اکنون این اظهاریه مربوط به استفاده از هوش مصنوعی را به شیوههای متفاوتی بیان میکنند، و این خود دلیلی دیگر است که چرا اظهاریهای که از ارسال قبلی خود کپی کردهاید ممکن است در بخش نادرست قرار گیرد یا یک عبارت الزامی را بهکلی حذف کند.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
چرا ویراستاران پیش از رسیدن به نتایج شما، از خواندن انگلیسی صرفنظر میکنند
کیفیت زبان بر پایه ظرافت سنجیده نمیشود. یک ویراستار میکوشد دریابد شما چه ادعایی میکنید و آیا آن ادعا استوار است یا نه، و نثری که متراکم، آشفته یا با عبارتپردازی کلی و زائد پر شده باشد، این فرایند را آنقدر کند میکند که دستنوشتهای با چهل رقیب در آن هفته، از امتیاز تردید به نفع خود برخوردار نمیشود. Elsevier زبان ضعیف و آنچه را نگارش شلخته مینامد، یعنی غلطهای تایپی، دستور زبان و نشانهگذاری، بهعنوان دلایل ثابت رد شدن پیش از داوری فهرست میکند، و Springer Nature نیز کیفیت زبان را جداگانه در میان دلایل تحریریه خود نام میبرد. این مورد همچنین قابل پیشگیریترین مورد در فهرست است: یک نوبت ویرایش حرفهای دانشگاهی پیش از ارسال، روزها زمان میبرد، در حالی که رد شدن در مرحله بررسی اولیه ماهها هزینه دارد.
این موضوع از هر دو سو صادق است. یک مقاله که بهطور تقریبی از زبانی دیگر ترجمه شده و یک مقاله که با یک ابزار نوشتاری AI آنقدر صیقل داده شده که هر جملهاش شبیه جمله بعدی است، هر دو میتوانند به همان دلیل زیربنایی توجه ویراستار را از دست بدهند: ادعای اصلی بهسختی بهروشنی دیده میشود، حتی وقتی از نظر فنی هیچ چیز در مقاله نادرست نیست.
اگر زبان انگلیسی زبان اول شما نیست، یا برای پیشنویس یا مرتبسازی بخشی از متن از یک ابزار AI استفاده کردهاید، پیش از ارسال، عبور دادن آن متن از یک AI humanizer ارزش آن 10 دقیقه را دارد. این ابزار جملههای تخت و کلیشهای را به جملههایی بازنویسی میکند که مشخص و سنجیده به نظر میرسند، بدون آنکه نتایج گزارششده یا ارجاعات شما را تغییر دهد، و این دقیقاً همان نوع نثری است که یک ویراستار واقعاً میتواند آن را ارزیابی کند.
مشارکتی که ویراستار نمیتواند پیدا کند، و طرح پژوهشیای که نمیتواند نتیجهگیری را حمل کند
مشارکتی که ویراستار نتواند آن را در عنوان، چکیده یا بند آغازین پیدا کند، در همان خوانش نخست عملاً وجود ندارد، زیرا در یک بررسی اولیه زمانی برای استنباط باقی نمیماند. Springer Nature «advance» یا «impact» ناکافی برای آن مجله را از دلایل اصلی تحریریه برای رد مقاله میداند، و Elsevier نیز بهطور جداگانه «novelty» نامشخص را در فهرست دلایل خود میآورد. راهنمای TextPulse برای نوشتن چکیده برای یک مقاله پژوهشی توضیح میدهد که چگونه این مشارکت را در دو جمله نخست بیان کنید، دقیقاً همان جایی که ویراستار بهدنبال آن خواهد بود.
همیشه لازم نیست یک داور متوجه طرح پژوهشیای شود که نمیتواند نتیجهگیری خودش را توجیه کند. این فقط نسخهای فنیتر از همان مسئله است. و برخی دلایل فنی هم برای رد مقالهها توسط مجلات وجود دارد: Springer Nature دادههای ناقص را فهرست میکند, مانند حجم نمونه بسیار کوچک، کنترلهای مفقود، روشهای نامناسب یا منسوخ، و نتیجهگیریهایی که بر فرضهایی استوارند که دادهها از آن پشتیبانی نمیکنند. Elsevier نیز روش ضعیف یا بیش از حد سادهسازیشده را بهعنوان دلیلی ثابت برای رد مقاله ذکر میکند. هیچیک برای تشخیص این ناهماهنگی، وقتی در خوانش نخست آشکار است، به 6 هفته داوری تخصصی نیاز ندارند. دقیقاً به همین دلیل است که یک ویراستار فوراً بر اساس آن عمل میکند، نه اینکه اصلاً مقاله را برای داوری ارسال کند.
بازخوانی پیش از ارسال که بیشترِ این موارد را آشکار میکند
بازخوانیای که بیشترِ این موارد را آشکار میکند، حدود پانزده دقیقه زمان میبرد و از شما میخواهد کاری واقعاً غیرطبیعی انجام دهید: عنوان، چکیده و بند نخستِ خود را چنان بخوانید که یک غریبه میخواند، بهویژه مانند ویراستاری که آن هفته چهل دستنوشته دیگر روی میز دارد و پیش از این هرگز پروژه شما را ندیده است. آیا آن غریبه میتواند سهم شما را فقط با استفاده از چکیده، در یک جمله بیان کند؟ آیا عنوان و چکیده هر دو در محدودهای که خودِ مجله اعلام کرده است قرار میگیرند، نه فقط در حوزه کلی آن؟ آیا بند آغازین برای کسی که ماهها پیشاپیش در ذهن شما درگیر این پروژه نبوده است، به صورت انگلیسیِ روشن خوانده میشود؟
پس از میز ویراستار، پاسخ دادن به دیدگاههای داوران سند بعدی است که خواهید نوشت، و تفاوت میان اصلاحات عمده و جزئی تعیین میکند که این سند تا چه اندازه مفصل خواهد بود.
هیچیک از اینها جایگزین داوری همتا نمیشود، و نیز نمیتواند طرح پژوهشیای را که ماهها پیش از ارسال تعیین شده است نجات دهد. آنچه آشکار میکند، دستنوشتهای است که اگر اصلاً به دست داور میرسید، بر پایه شایستگیهای خود از داوری عبور میکرد.
سؤالات متداول
ناهماهنگی با حوزه، دلیلی است که سردبیران بیش از همه برای رد یک مقاله پیش از داوری ذکر میکنند. راهنمای خود Elsevier ناسازگاری دستنوشته با حوزه مجله را از دلایل ثابت میداند، و Springer Nature نیز جداگانه خارج بودن از حوزه مجله را در میان دلایل اصلی سردبیری خود فهرست میکند. هر دو به یک راهحل اشاره میکنند: پیش از ارسال، نه پس از آن، اهداف و حوزه اعلامشده یک مجله را با مقاله خود تطبیق دهید.
Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.