چه چیزهایی در محدودیت تعداد واژگان رساله شما محاسبه میشود
الگو به اندازه کافی همگانی نیست که بتوان کورکورانه به آن اعتماد کرد: بیشتر دانشگاهها منابع و پیوستها را از محدودیت تعداد واژگان مستثنا میکنند، پانویسها واقعاً محل اختلافاند، و فقط مقررات خود مؤسسه این موضوع را تعیین میکند.
ممکن است شما دانشجویی باشید که پایاننامه خود را دقیقاً در حد تعداد کلمات مقرر، کلمه به کلمه، تحویل میدهد، اما بعداً متوجه میشود که اصلاً لازم نبوده فهرست منابع را در شمارش وارد کند و میتوانسته برای بخش بحث خود، بدون هزینه، کلمات بیشتری اضافه کند. پس آیا شمارش کلمات شامل منابع هم میشود؟ به ندرت، اما بررسی آن ضرری ندارد. پاسخ واقعی به مؤسسه خودِ دانشجو مربوط است، نه به یک قاعده کلی که هر کسی بتواند با اطمینان نقل کند.
الگویی در بیشتر مؤسسات تکرار میشود، به اندازهای رایج که بتوان آن را به عنوان حالت پیشفرض بیان کرد: متن اصلی به طور کامل شمرده میشود، اما فهرست منابع، و اغلب پیوستها، شمرده نمیشود. پانویسها تنها عنصری هستند که دانشگاهها واقعاً درباره آن اختلاف دارند، و دقیقاً به همین دلیل است که یک مقرره مشخص، نه یک عادت عمومی، تنها منبعی است که ارزش اعتماد کردن دارد.
الگوی معمول: چه چیزی شمرده میشود و چه چیزی شمرده نمیشود
بیشتر دانشگاهها مرز را تقریباً در یک نقطه مشابه ترسیم میکنند، حتی اگر عبارتبندی دقیق متفاوت باشد. متن اصلی، از مقدمه تا نتیجهگیری، به طور کامل شمرده میشود، زیرا این همان نوشتاری است که محدودیت برای مقید کردن آن وجود دارد. فهرست منابع یا کتابنامه تقریباً هرگز شمرده نمیشود، با این استدلال که یک فهرست منابع طولانیتر و جامعتر نباید با محاسبه شدن در برابر سهمیه کلماتی که نویسنده برای خودِ استدلال نیاز دارد، جریمه شود.
اگر این الگو را جزء به جزء بیان کنیم، بررسی آن در برابر یک پیشنویس مشخص آسانتر است:
| Element | Typically counted? | What varies |
|---|---|---|
| متن اصلی، از مقدمه تا نتیجهگیری | بله، تقریباً همیشه | این همان چیزی است که سقف برای محدود کردن آن وجود دارد |
| منابع یا کتابنامه | معمولاً نه | تعداد کمی از مؤسسات هنوز ارجاعات را در شمارش وارد میکنند |
| پیوستها | معمولاً نه، و اغلب برای خودشان سقف جداگانه دارند | Warwick پیوستها را به 5,000 واژه محدود میکند، هرچند بیرون از شمارش اصلی قرار دارند |
| پاورقیها | واقعاً وابسته به هر مؤسسه | Warwick آنها را مستثنا میکند، سیاست قالب مجلهای Manchester صراحتاً آنها را شامل میشود |
| جدولها، شکلها و زیرنویسها | معمولاً برای خودِ دادهها نه | طول زیرنویس و راهنمای سبک دانشکده جزئیات را تغییر میدهد |
دو ردیفی که ارزش حفظ کردن دارند، منابع و پاورقیها هستند: منابع، زیرا استثنا شدن آنها تقریباً همگانی است، و پاورقیها، زیرا تنها ردیفی هستند که واقعاً میتوانند در مؤسسهای که نویسنده مشخص واقعاً در آن تحصیل میکند، به هر دو صورت باشند.
آیا شمارش واژهها شامل منابع میشود؟ دو دانشگاه واقعاً چه میگویند
این یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه دو مقرره واقعی است. راهنمای امتحانات تحصیلات تکمیلی University of Warwick بیان میکند که رساله دکتری "shall not exceed 80,000 words, exclusive of appendices, footnotes, tables and bibliography." منابع، پاورقیها و پیوستها همگی بیرون از شمارش Warwick قرار دارند و هر کدام در همان جمله بهطور جداگانه نام برده شدهاند.
University of Manchester برای دستکم یکی از موارد این فهرست، خط متفاوتی ترسیم میکند. سیاست آن برای رساله دکتری با قالب مجلهای بیان میکند که متن "should not normally exceed 90,000 words of main text, including footnotes and endnotes." همان عنصر، یعنی پاورقیها، در دو سوی سقف واژگانی دو دانشگاه واقعی قرار میگیرد، و همین دلیل واقعی است که چرا یک پاسخ کلی نمیتواند جای خواندن مقررهای را بگیرد که بر نویسنده مشخص اعمال میشود.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
پاورقیها: موردی که واقعاً محل اختلاف است
هر عنصر دیگری در این متن، الگویی غالب با استثناهای گاهبهگاه دارد. پاورقیها چنین نیستند. اینکه آیا یک پاورقیِ صرفاً ارجاعی بهعنوان پاورقی محاسبه میشود، و اینکه آیا یک پاورقیِ استدلالیِ بلندتر بهگونهای متفاوت از یک پاورقیِ صرفاً ارجاعی محاسبه میشود، در میان مؤسسات به اندازهای نزدیک به هم تقسیم شده است که هیچ فرض پیشفرضی را نمیتوان ایمن دانست.
رشتهای که بهشدت بر پاورقیها تکیه دارد، و تاریخ و حقوق روشنترین نمونههای آن هستند، احتمال بیشتری دارد که آنها را بهصراحت تنظیم کند تا رشتهای که در آن پاورقی بهندرت ظاهر میشود. هرجا یک مقرره درباره پاورقیها بهطور مشخص سکوت کند، فرض ایمنتر این است که آنها بخشی از متن اصلی به شمار میآیند مگر آنکه خلاف آن تصریح شده باشد، زیرا سکوت همان چیزِ حذف نیست.
درباره چکیده و بخشهای مقدماتی چه میتوان گفت؟
چکیده تقریباً در همهجا در مقولهای مستقل قرار میگیرد و بهجای آنکه اصلاً در حدّ واژگان پایاننامه ادغام شود، تابع سقف واژگان جداگانه و بسیار کوتاهتری است. در نظر گرفتن آن بهعنوان بخشی از بودجه متن اصلی، خطر را در جهت دیگر ایجاد میکند: معمولاً برای خودِ آن سقفی سختگیرانهتر وجود دارد، نه سهمی از سقف بزرگتر.
بخشهای مقدماتی، صفحه عنوان، سپاسگزاریها، فهرست مطالب، فهرست شکلها، عملاً تقریباً هیچجا شمارش نمیشوند، آنقدر نزدیک به یک قاعده همگانی که بهسختی نیاز به بررسی دارد. تنوع واقعی در میانه سند رخ میدهد: پاورقیها، همانگونه که در بالا آمده است، و گاهی یک پیوست فنیِ مفصل که به محتوایی درمیآمیزد که از ممتحن انتظار میرود واقعاً آن را بخواند.
چگونه مقرره شمارش واژگان خود را پیدا کنید
عبارتبندی خودِ Warwick و Manchester، نه خلاصه آن، چیزی بود که در این متن تکلیف پرسش پاورقی را برای آن دو مؤسسه روشن کرد، و همین معیار درباره هر دانشگاه دیگری نیز صدق میکند. به مقررات جاری امتحانات، سیاست تسلیم پایاننامه یا راهنمای دانشکده تحصیلات تکمیلی اعتماد کنید، که معمولاً یک PDF قابل جستوجو با عبارت "word count" یا "word limit" است، نه به یادآوری یک استاد راهنما یا یک نوشته در انجمن از سوی دانشآموختهای که چند سال از تسلیم پایاننامه خودش فاصله دارد.
وقتی مقرره در دست باشد، کار عملی عمدتاً حسابی است: مشخص کنید کدام بخشها بهعنوان مستثنا نام برده شدهاند، سپس پیشنویس را فقط با بخشهایی که واقعاً باید شمرده شوند، در برابر حد مجاز بررسی کنید. یک شمارنده واژه که مجموع جاری را گزارش میکند، این بررسی را آنقدر سریع میسازد که بتوان آن را پس از هر مرحله ویرایش تکرار کرد، نه فقط یکبار در پایان، زمانی که اصلاح هزینه بیشتری دارد.
این پرسشِ دامنه هیچ ارتباطی با این ندارد که یک بخش در عمل چگونه خوانده میشود، که پس از تعیین خودِ شمارش، موضوعی جداگانه است. راهنمای TextPulse درباره استفاده از یک humanizer هوش مصنوعی برای نگارش دانشگاهی راهنمای استفاده از یک humanizer هوش مصنوعی برای نگارش دانشگاهی این کارِ مربوط به لحن را بخش به بخش پوشش میدهد، برای بخشهایی از سند که شمارش واژه از ابتدا در آنها مسئله نبوده است.
اینکه واژهها کجا قرار میگیرند، به همان اندازه که تعدادشان مهم است اهمیت دارد، و ساختار IMRaD توضیح میدهد چرا هر بخش وزنی را که دارد حمل میکند. اینکه یک مقاله پژوهشی باید به چه سطح خواندنی برسد نیز پرسشی جداگانه است.
یک رساله که با فاصلهای امن زیر حد مجاز خود قرار میگیرد، همچنان باید از صفحه نخست تا آخر بهصورت یک صدای یکدست خوانده شود. این نوعی بررسی متفاوت از شمارش واژههاست، و humanizer هوش مصنوعی TextPulse دقیقاً برای همین بررسی متفاوت ساخته شده است، زمانی که پرسش دامنه در این متن دیگر چیزی نیست که مانع ارسال یک پیشنویس شود.
سؤالات متداول
آیا شمارش واژگان شامل منابع میشود؟ معمولاً نه، هرچند پاسخ واقعی به مقررات مؤسسه مشخص بستگی دارد، نه به یک قاعده همگانی. برای نمونه، University of Warwick تصریح میکند که محدودیت تعداد واژگان PhD آن، بهطور مشخص، شامل پیوستها، پانویسها، جدولها و کتابنامه نمیشود. همیشه بهجای فرض کردن یک قاعده پیشفرض، مقررات واقعی آزمون یا راهنمای رساله را بررسی کنید.
Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.