Academic Writing

ساختار IMRaD برای نویسندگان تازه‌کار توضیح داده شد

مقدمه، روش‌ها، نتایج، بحث: چهار بخش، چهار پرسش متفاوت. بیشتر خطاهای ساختاری در واقع این است که یک بخش به پرسش بخش دیگری پاسخ می‌دهد، به‌ویژه جایی که تفسیر، یک نتیجه فرعی، یا مرور ادبیات در جای نادرست قرار می‌گیرد.

5 min
Table showing the imrad structure, the question each section answers, and the most common mistake in each one

یک نویسنده برای نخستین بار، پاراگرافی می‌نویسد که توضیح می‌دهد چرا یک نتیجه غیرمنتظره احتمالاً رخ داده است، از آن احساس رضایت می‌کند، و آن را مستقیماً در بخش نتایج، کنار خودِ عدد، قرار می‌دهد. یک داور در دور نخستِ نظرها آن را علامت می‌زند: آن پاراگراف یک تفسیر است، نه یک نتیجه، و جای آن سه بخش بعدتر است. خودِ یافته مشکلی ندارد. پاراگرافی که آن را تفسیر می‌کند، فقط در بخش نادرست قرار گرفته است.

این فقط یک نمونه از مشکلی است که همه نویسندگان برای نخستین بار با آن روبه‌رو می‌شوند: فهمیدن این‌که ساختار IMRaD چیست، لزوماً کمک نمی‌کند تشخیص دهید یک جمله مشخص باید در کدام‌یک از چهار بخش قرار بگیرد. IMRaD ساختار چهار بخشی، Introduction، Methods، Results، و Discussion است که تقریباً هر مقاله پژوهشی اصیل در علوم و علوم اجتماعی را سامان می‌دهد. هر بخش برای پاسخ دادن به یک پرسش مشخص وجود دارد.

راهنمای TextPulse درباره استفاده از یک AI humanizer برای نگارش دانشگاهی نشان می‌دهد که هر بخشِ یک مقاله چگونه برای یک detector به‌طور متفاوتی خوانده می‌شود، بخش به بخش. این نوشته به چیزی در یک سطح پیش‌تر می‌پردازد: هر بخش واقعاً برای چه چیزی است، پیش از آن‌که هر مرحله ویرایشی به آن دست بزند. درست کردن ساختار در گام نخست، همان چیزی است که ویرایش بعدیِ جمله‌ها را ارزشمند می‌کند.

ساختار IMRaD چیست؟

ساختار IMRaD شکل استاندارد یک مقاله علمی است: مقدمه‌ای که پژوهش را توجیه می‌کند، بخشی از روش‌ها که توضیح می‌دهد کار چگونه انجام شده است، بخشی از نتایج که آنچه به دست آمده را گزارش می‌کند، و بخشی از بحث که آن یافته‌ها را تفسیر می‌کند. ترتیب در مقاله منتشرشده ثابت است، و هر بخش به یک وظیفه محدود می‌شود. بیشتر خطاهای پیش‌نویس نخست در واقع موادی هستند که باید در یک بخش باشند اما به بخش دیگری سر می‌خورند. این ساختار آن‌قدر رایج است که بسیاری از مجلات آن را به‌طور پیش‌فرض انتظار دارند, حتی وقتی عنوان‌های بخش‌های خودشان برای همان چهار وظیفه از واژه‌های دیگری استفاده می‌کنند.

نسخه کوتاه در یک جدول جا می‌گیرد: هر بخش به چه پرسشی پاسخ می‌دهد، و خطایی که وقتی یک مطلب در بخش نادرست قرار می‌گیرد، بیش از همه دیده می‌شود.

بخشپرسشی که به آن پاسخ می‌دهدرایج‌ترین خطا
مقدمهچرا این مطالعه باید وجود داشته باشد؟تبدیل شدن به یک مرور کامل ادبیات به جای محدود شدن به شکاف مشخصی که مطالعه آن را پر می‌کند
روش‌هاچه کاری انجام شد، با جزئیات کافی برای تکرار آن؟حذف جزئیاتی که پژوهشگر دیگری واقعاً برای بازتولید فرایند به آن نیاز دارد
یافته‌هاچه چیزی به دست آمد؟توضیح دادن این که یک یافته چه معنایی دارد، به جای صرفاً گزارش کردن آن
بحثاین چه معنایی دارد، و در کجا دچار محدودیت می‌شود؟ظاهر شدن یک نتیجه برای نخستین بار در اینجا، به جای آن که نخست در بخش یافته‌ها ظاهر شود

مقدمه: پاسخ دادن به این که چرا این مطالعه باید وجود داشته باشد

پس، نخستین کاری که در یک مقدمه انجام می‌دهید پاسخ دادن به یک پرسش است: چرا این مطالعه مشخص باید وجود داشته باشد؟ شما از مسئله کلی به سوی شکاف مشخصی حرکت می‌کنید که مقاله شما آن را پر خواهد کرد. می‌خواهید در پایان به این برسید که چه چیزی، یعنی مطالعه شما دقیقاً درباره آن شکاف چه می‌کند. هدف شما در پایان مقدمه این است که خواننده دقیقاً بداند مقاله قرار است به چه پرسشی پاسخ دهد، پیش از آن که حتی یک روش یا نتیجه ذکر شود.

رایج‌ترین راهی که یک مقدمه از مسیر درست خارج می‌شود این است که به یک مرور کامل ادبیات تبدیل می‌شود، و یک مطالعه را پس از مطالعه‌ای دیگر خلاصه می‌کند، بی آن که هرگز به شکافی که آن مطالعات باز می‌گذارند محدود شود. یک مقدمه سه پاراگرافی که دو پاراگراف از آن را صرف خلاصه کردن ده مطالعه پیشین پشت سر هم می‌کند، و فقط دو جمله پایانی را به گفتن این که چه شکافی باقی مانده اختصاص می‌دهد، نسبت‌ها را وارونه کرده است. خلاصه‌ها دارند کار را انجام می‌دهند، در حالی که نقطه واقعی یک مقدمه، یعنی بیان شکاف، به صورت یک فکرِ پسینی که به انتهای متن چسبانده شده، از راه می‌رسد.

روش‌ها: پاسخ دادن به این که چه کاری انجام شد، با جزئیات کافی برای تکرار آن

بخش روش‌ها به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه کاری انجام شده است، و آن را با جزئیات کافی توصیف می‌کند تا پژوهشگر دیگری در همان حوزه بتواند روش را تکرار کند و انتظار نتیجه‌ای قابل مقایسه داشته باشد. آن معیار، یعنی قابلیت تکرار، آزمون واقعیِ کامل بودن یک بخش روش‌هاست، نه طول یا رسمیت آن.

نقص در اینجا معمولاً یک پارامترِ حذف‌شده، یک تنظیمِ بیان‌نشده برای ابزار، یا مرحله‌ای است که بدیهی فرض شده، در حالی که برای هیچ‌کس جز کسانی که هنگام اجرای مطالعه در اتاق بودند بدیهی نیست. «شرکت‌کنندگان یک پیمایش را تکمیل کردند» اگر پیمایش برای همان مطالعه به‌طور اختصاصی ساخته شده باشد، جزئیات کافی نیست. پژوهشگر دوم باید بداند چند گویه داشت، از چه مقیاسی استفاده کرد، و آن را کجا می‌توان یافت، نه فقط این‌که وجود داشته است.

مقاله خود را انسانی‌سازی کنید

متنِ کمک‌گرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژه‌های مهم یا ارجاع‌ها.

رایگان شروع کنید

نتایج: پاسخ دادن به این‌که چه چیزی یافت شد، بدون تفسیر

بخش نتایج به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه چیزی یافت شد، و فقط همین. اعداد، مقایسه‌ها، و الگوهای مشاهده‌شده به اینجا تعلق دارند، و باید به‌صورت روشن گزارش شوند، بدون جمله‌ای که توضیح دهد چرا یک یافته به آن شکل رخ داده است یا برای حوزه چه معنایی دارد.

تفسیر همان نشتِ رایجی است که بیش از همه رخ می‌دهد. «نمره‌ها در گروه درمانی بالاتر بودند» یک نتیجه است. «نمره‌ها در گروه درمانی بالاتر بودند، که نشان می‌دهد مداخله نگهداشت را بهبود داده است» از پیش وارد قلمرو بحث شده است، در بخشی که تمام وظیفه‌اش این است که نسبت به معنای اعداد بی‌طرف بماند. همین نشت در مورد شکل‌ها نیز رخ می‌دهد: زیرنویسی که ادعا می‌کند یک تفاوت «قابل توجه» یا «مهم» بوده است، درباره معنا ادعا می‌کند، نه فقط درباره آنچه نمودار نشان می‌دهد. راه‌حل تقریباً مکانیکی است: اگر جمله‌ای توضیح می‌دهد چرا یا یک یافته چه معنایی دارد، آن را سه بخش پایین‌تر ببرید.

بحث: پاسخ دادن به این‌که چه معنایی دارد و در کجا دچار محدودیت می‌شود

بخش بحث به این پرسش پاسخ می‌دهد که نتایج چه معنایی دارند و محدودیت‌های خودِ مطالعه در کجا این معنا را تضعیف می‌کنند. این تنها بخشی است که اجازه دارد تفسیر کند، با کارهای دیگر مقایسه انجام دهد، و به‌روشنی بگوید یافته‌ها چه چیزهایی را پشتیبانی می‌کنند و چه چیزهایی را پشتیبانی نمی‌کنند.

اشتباهی که در عمل بخش بحث را از هم می‌پاشد این است که یک نتیجه برای نخستین بار همین‌جا ظاهر شود، بی‌آنکه پیش‌تر در بخش نتایج آمده باشد. اغلب این اتفاق درباره یک یافته فرعی می‌افتد که هرگز وارد جدول‌های نتایج نشده بود و فقط به‌طور گذرا به آن اشاره شده بود، چون بخش نتایج از قبل به اندازه کافی طولانی به نظر می‌رسید. وقتی یک داور می‌پرسد عددی که در حال تفسیر آن هستید از کجا آمده است، پاسخ خوبی برای این پرسش وجود ندارد. هر چیزی که در یک بحث می‌گویید باید به چیزی برگردد که بخش نتایج پیش‌تر گزارش کرده است.

IMRaD یک ساختار گزارش‌دهی است، نه ترتیب نوشتن

IMRaD توضیح می‌دهد که یک مقاله کامل برای خواننده چگونه سازمان یافته است، نه توالی‌ای که نویسنده باید برای تولید آن دنبال کند. بسیاری از نویسندگان باتجربه ابتدا روش‌ها و نتایج را می‌نویسند، زیرا این بخش‌ها چیزهایی را گزارش می‌کنند که از قبل رخ داده‌اند و کمترین احتمال تغییر را دارند، و مقدمه را برای آخر می‌گذارند، زمانی که دقیقاً می‌دانند مقاله چه چیزی را استدلال می‌کند و چرا اهمیت دارد. نوشتن بخش روش‌ها اغلب بلافاصله پس از اجرای مطالعه آسان‌تر است، در حالی که فرایند هنوز تازه است، بسیار پیش از آنکه چارچوب‌بندی در مقدمه تثبیت شده باشد.

درست درآوردن چهار بخش، از نظر ساختاری، پیش از بازبینی در سطح جمله قرار می‌گیرد، نه به جای آن. وقتی پیش‌نویس، ماده درست را در بخش درست داشته باشد، AI humanizer TextPulse ابزار کار در سطح جمله و بند است که پس از آن می‌آید، بخش به بخش، نه به صورت یک گذر بر کل فایل.

تبدیل آن شکل چهار بخشی به یک طرح کلی واقعی برای یک مقاله مشخص، با تیترهای خودتان و یافته‌های جای‌خالی، کاری جدا از فهمیدن این است که چه چیزی در کجا قرار می‌گیرد. essay outline generator TextPulse آن اسکلت را از یک موضوع و یک تز می‌سازد، آماده برای تکمیل شدن بخش به بخش.

دو پرسش سبکی در کنار این ساختار مطرح می‌شوند. اینکه یک مقاله پژوهشی باید برای چه سطح خواندنی هدف‌گذاری کند یکی از آن‌هاست، و اینکه آیا می‌توان در یک مقاله APA از ضمیر اول شخص استفاده کرد دیگری است.

ترتیب برنامه‌ریزی و نگارش خودِ متن، پرسشی جدا از پرسشی است که این نوشته به آن پاسخ می‌دهد، و نوشته TextPulse درباره چگونه یک مقاله پژوهشی را طرح‌ریزی کنیم جایی است که آن پرسش در واقع، از یک صفحه خالی به جای یک ساختار کامل، بررسی می‌شود.

XLinkedInFacebook

سؤالات متداول

ساختار IMRaD شکل چهار بخشی است که بیشتر مقالات پژوهشی اصیل از آن استفاده می‌کنند: مقدمه، روش‌ها، نتایج و بحث. هر بخش به یک پرسش پاسخ می‌دهد. مقدمه توضیح می‌دهد چرا این مطالعه باید انجام می‌شد، روش‌ها توضیح می‌دهند چه کاری انجام شد، نتایج آنچه را به دست آمد گزارش می‌کنند، و بحث توضیح می‌دهد این نتایج چه معنایی دارند و محدودیت آن‌ها چیست.

Sara

Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.

از تازه‌های انسان‌سازی AI باخبر بمانید

نکات مربوط به نگارش دانشگاهی، تشخیص AI و انسان‌سازی را در صندوق ورودی‌تان دریافت کنید.

بدون اسپم. هر زمان خواستید لغو اشتراک کنید.