اصلاحات عمده در برابر اصلاحات جزئی: هر کدام دقیقاً چه میخواهند
نامه تصمیم یک واژه به کار میبرد، عمده یا جزئی، و همان واژه به عنوان داوری درباره مقاله تلقی میشود. هیچیک داوری نیست. در اینجا آمده است که هر نتیجه دقیقاً چه میخواهد، و هر کدام واقعاً چقدر زمان میبرد.
عنوان موضوع چنین است: 'Decision on Manuscript #4471,' و نخستین واژه داخل آن تعیین میکند بقیه ماه چگونه پیش برود. 'Major' یعنی تحلیل تازه، دور دوم با همان داوران، و انتظاری که با ماهها سنجیده میشود. 'Minor' یعنی مقاله عملاً از پیش پذیرفته شده است، و کار واقعی یک هفته ویرایش دقیق است.
Major در برابر minor revisions یک مقیاس نمرهدهی از خبر بد به خبر خوب نیست. هر دو شکلهایی از پذیرش در حال انجام هستند، و محتوای واقعی نامه، این که داوران دقیقاً به چه چیزی تردید داشتند و چند نفرشان تردید داشتند، از این که کدام یک از آن دو واژه در عنوان موضوع آمده است مهمتر است.
فرایند گستردهتر journal submission process, غربالگری، زمانبندیها، و آنچه پس از پذیرش رخ میدهد، موضوعی جداگانه است. این بخش بر همان یک لحظه درون آن متمرکز میماند که بیشترین سردرگمی را ایجاد میکند: خود نامه تصمیم، و این که هر یک از نتایج آن دقیقاً شما را به چه چیزی متعهد میکند.
Major در برابر Minor Revisions: نامه تصمیم در واقع چه چیزی به شما میگوید
یک minor revision یعنی سردبیر و داوران ادعای اصلی مقاله و روش آن را میپذیرند. آنچه باقی مانده، ظاهری است: یک شکل روشنتر، یک بند قویتر در بحث، یا استنادی که یک داور فکر میکند غایب است. سردبیر معمولاً پاسخ را مستقیماً بررسی میکند، بدون آن که مقاله را دوباره برای داوران بفرستد، زیرا هیچ چیز باقیماندهای به نظر علمی دوم نیاز ندارد.
یک major revision یعنی دستکم یک داور به چیزی ساختاری تردید دارد: یک شرط کنترل، یک توضیح بدیل که مقاله آن را رد نکرده است، یا تحلیلی که هنوز از ادعای مطرحشده درباره آن پشتیبانی نمیکند. مقاله رد نشده است. آن را شایسته دور اضافیای دانستهاند که برای پاسخ درست به آن تردید لازم است.
| بازنگری جزئی | بازنگری اساسی | |
|---|---|---|
| آنچه نشان میدهد | ادعای اصلی و روش، پابرجا میمانند | حداقل یک داور در مورد یک ادعا، یک روش، یا یک شرط کنترل تردید دارد |
| درخواست معمول | روشنسازیها، ارجاعات افزوده، یک بند بحث قویتر | تحلیل جدید، دادههای اضافی، یا بخشی که بهطور اساسی بازنویسی شده است |
| دوباره به داوران برمیگردد | معمولاً نه. سردبیر آن را مستقیماً بررسی میکند | معمولاً بله. همان داوران دوباره آن را میبینند |
| زمانبندی واقعبینانه | چند هفته از ارسال مجدد تا تصمیم | دو تا چهار ماه از ارسال مجدد تا تصمیم بعدی، گاهی بیشتر |
خواندن یک نامه تصمیم در برابر آن جدول، راهی سریعتر برای فهمیدن این است که چه رخ داده است تا خواندن خامِ گزارشهای داوری، زیرا خود گزارشها بهندرت از واژههای 'major' یا 'minor' به همان شکلی استفاده میکنند که خلاصه سردبیر استفاده میکند.
آنچه یک بازنگری اساسی میطلبد، و چرا خبر خوبی است
یک بازنگری اساسی مستلزم آن است که مقاله بهمثابه یک پیشنویس دوم واقعی در نظر گرفته شود، نه یک ویرایش زبانی. اگر یک داور یک شرط کنترل را زیر سؤال برده باشد، پاسخ، تحلیل جدید یا دادههای جدید است، نه بندی که توضیح دهد چرا طرح اولیه مناسب بوده است. سردبیران و داوران میتوانند تفاوت میان مقالهای را که به نگرانی پاسخ داده است و مقالهای را که فقط پیرامون آن استدلال کرده است تشخیص دهند، و نوع دوم بهندرت از دور دوم جان سالم به در میبرد.
بخشهای بازنویسیشدهای که یک بازنگری اساسی را تشکیل میدهند، معمولاً خشکترین نثرهای مقاله هستند، که سریع، زیر فشار مهلت، نوشته شدهاند و درون سندی که در غیر این صورت کامل است، به هم دوخته شدهاند. اجرای بندهای تازه از طریق an AI humanizer پیش از ارسال مجدد، یکی از راهها برای اطمینان از این است که ماده جدید مانند بقیه مقاله خوانده شود، نه مانند یک وصله، مشکلی که یک بازنگری جزئی کمتر ایجاد میکند، زیرا ویرایشهای آن کوچکتر و محدودتر هستند.
بازنگری عمده به معنای رد نزدیک نیست، هرچند در خوانش نخست نامه چنین به نظر برسد. ویراستاری که میخواست مقاله را رد کند آن گزینه را در اختیار داشت و به جای آن واژهای دیگر را برگزید. دعوت به بازنگری عمده یعنی ویراستار و داوران در این مقاله سهمی میبینند که ارزش یک دور اضافی را دارد تا بهدرستی از آن دفاع شود، نه مقالهای که اساساً نباید ارسال میشد.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
رد و ارسال مجدد: تصمیمی که هیچیک از این دو نیست
چند مجله یک نتیجه چهارم دارند که اوضاع را پیچیده میکند. آنها مقاله را، چه آن را بازنگری کنید و چه نکنید، دوباره میپذیرند. رد و ارسال مجدد، ارسال فعلی را بهطور کامل میبندد: شمارنده زمان را متوقف میکند، شماره دستنوشته را کنار میگذارد، و یک ارسال جدید میخواهد که ثبت شود و اغلب داوری شود، گویی پیشتر هرگز دیده نشده بود.
تفاوت عملی در این است که ارسال مجدد چه چیزی را به جلو منتقل میکند. بازنگری عمده به همان داوران، در همان مسیر ارسال، پاسخ میدهد و نامه پاسخ به دیدگاههایی خطاب میشود که از پیش ثبت شدهاند. رد و ارسال مجدد آن مسیر را از نو آغاز میکند، که معمولاً به معنای بازنویسی بیشترِ الزامی است، نه کمتر، هرچند واژه 'reject' در تصمیم، روی صفحه، از میان این دو نتیجه سختگیرانهتر به نظر میرسد.
زمانبندیهای واقعبینانه برای هر نتیجه
بازنگری جزئی معمولاً از سوی نویسنده کاری دو تا چهار هفتهای است، و زمان بازگشت خودِ ویراستار پس از ارسال مجدد نیز اغلب به همان اندازه کوتاه است، زیرا هیچ داوری لازم نیست دوباره آن را ببیند. کل چرخه، از نامه تصمیم تا پذیرش نهایی، میتواند در کمتر از یک ماه بسته شود.
بازنگری عمده تعهدی متفاوت است. انتظار تحلیل تازه و واقعی، یک داوری بیرونی کاملِ دوم، و مجموعی واقعبینانه از دو تا چهار ماه میان ارسال مجدد و تصمیم بعدی را داشته باشید، و در حوزههایی که هماهنگکردن داوران دشوارتر است یا کار افزوده قابل توجه است، این زمان طولانیتر میشود. درخواست دومِ بازنگری عمده برای همان مقاله رخ میدهد و غیرمعمول نیست. این نشانه شکست مقاله نیست، بلکه فقط نشان میدهد که پاسخ نخست نگرانی داوران را بهطور کامل برطرف نکرده است.
رد شدن شما را یک مرحله به عقب میبرد، و ارسال دوباره یک مقاله ردشده به یک مجله دیگر بهطور جداگانه پوشش داده میشود، از اینکه در وهله نخست چگونه یک مجله انتخاب کنید آغاز میشود.
هر دو نتیجه در نهایت همان سند را تولید میکنند: پاسخی بندبهبند به همان دیدگاههای داوران که در وهله نخست به صدور تصمیم انجامید. یک response to reviewers generator که از خود نامه واقعی آغاز میشود، راهی سریعتر برای رسیدن به آن سند نسبت به یک صفحه خالی است، و بررسی نسخه اصلاحشده از طریق an article checker پیش از ارسال دوباره، خطاهای کوچکی را که دور دوم داوران پیش از خواندن تحلیل جدید متوجه میشوند، آشکار میکند.
سؤالات متداول
خیر. سردبیری که میخواست مقالهای را رد کند، آن گزینه را دارد و به جای دعوت به اصلاح عمده از آن استفاده میکند. اصلاحات عمده در برابر جزئی دو نوع متفاوت از پذیرش در حال پیشرفت را توصیف میکند، نه یک طیف از خبر بد تا خبر خوب. اصلاح عمده یعنی دستکم یکی از داوران درباره چیزی ساختاری تردید داشته و سردبیر فکر میکند پاسخ دادن درست به آن ارزش دارد، نه این که مقاله احتمالاً شکست خواهد خورد.
Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.