Academic Writing

کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده در برابر مرور ادبیات

یک کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده و یک مرور ادبیات می‌توانند بر پایه همان 5 منبع ساخته شوند و با این حال دو کار کاملا متفاوت انجام دهند: یکی هر منبع را به‌تنهایی ارزیابی می‌کند، دیگری از همه آن‌ها یک استدلال می‌سازد. در اینجا آمده است که وقتی همان فهرست خواندنی از یک سند به سند دیگر منتقل می‌شود، منبع به منبع، چه چیزهایی تغییر می‌کند.

5 min
Table comparing an annotated bibliography vs literature review by structure and purpose

یک استاد راهنما در ماه October یک کتاب‌نامه حاشیه‌نویسی‌شده و در ماه February یک فصل مرور ادبیات می‌خواهد، که هر دو بر پایه فهرست تقریباً یکسانی از منابع خواندنی ساخته شده‌اند، و دانشجویی که تکلیف اول را خوب انجام داده است، ممکن است هنوز تکلیف دوم را باز کند و هیچ ایده‌ای نداشته باشد که از کجا شروع کند. پنج منبع موجود در فهرست تغییر نکرده‌اند. آنچه قرار است سند با آن‌ها انجام دهد، تغییر کرده است.

Annotated bibliography در برابر literature review پرسشی درباره این نیست که از کدام منابع استفاده شود. این پرسشی درباره این است که سند با آن‌ها چه می‌کند: یکی هر منبع را به‌تنهایی ارزیابی می‌کند، دیگری از چند منبع هم‌زمان یک استدلال می‌سازد. تفاوت میان یک annotated bibliography و یک literature review سریع‌تر از همه زمانی آشکار می‌شود که همان پنج منبع از هر دو شیوه عبور کنند، و دقیقاً همین کاری است که ادامه این متن انجام می‌دهد.

قالب‌بندی ارجاع‌ها اصلاً موضوع اینجا نیست، راهنمای TextPulse درباره سبک‌های ارجاع‌دهی جای توضیح این است که APA، MLA و Chicago هر کدام چگونه می‌خواهند فهرست منابع ساخته شود. آنچه در یک annotated bibliography یا یک literature review اهمیت دارد، یک سطح بالاتر از قالب‌بندی قرار می‌گیرد: این که منابع چگونه سازمان‌دهی می‌شوند و هر کدام روی صفحه چه کاری انجام می‌دهد.

Annotated Bibliography در برابر Literature Review: هر کدام دقیقاً چه می‌کنند

یک literature review و یک annotated bibliography هر دو می‌توانند از همان فهرست خواندنی‌ها استفاده کنند و با این حال همچنان شبیه دو تکلیف جداگانه به نظر برسند. دلیل این امر آن است که هر تکلیف بر پایه پرسشی متفاوت ساخته می‌شود. یک literature review می‌پرسد چند منبع، وقتی با هم در نظر گرفته شوند، چه چیزی را نشان می‌دهند و چه چیزهایی را همچنان باز می‌گذارند.

این تفاوت در پرسش، تفاوت در واحد را ایجاد می‌کند. یک bibliography بر اساس منبع به منبع سازمان‌دهی می‌شود، هر مدخل یک پاراگراف کامل است، و می‌توان فقط تا هر اندازه که خواست خواند، بی‌آنکه با اندیشه‌ای ناتمام رها شد. یک literature review این‌گونه نیست. یک literature review بر اساس موضوع یا موضع سازمان‌دهی می‌شود. یک پاراگراف می‌تواند هم‌زمان سه یا چهار منبع را دربر بگیرد، و یک پاراگراف مانند یک مدخل bibliography به‌تنهایی نمی‌ایستد.

کتاب‌شناسیِ حاشیه‌نویسی‌شدهمرور ادبیات
Organized byOne source per entryA theme or position, drawing on several sources at once
Each unit doesSummarizes and evaluates that one source on its ownUses sources as evidence inside a running argument
Reads asA list of self-contained paragraphsA continuous argument with its own thesis
Ends by pointing atNothing beyond the source itselfA gap the writer's own study is positioned to fill

همان پنج منبع، یکی‌یکی با حاشیه‌نویسی

پنج منبع فرضی را درباره همان موضوع، یعنی استفاده از رسانه‌های اجتماعی و عملکرد تحصیلی در میان دانشجویان دانشگاه، در نظر بگیرید و ببینید چگونه همان اطلاعات بسته به این‌که در کدام سند قرار می‌گیرد، شکل خود را تغییر می‌دهد. هر منبع که جداگانه حاشیه‌نویسی شود، به‌تنهایی می‌ایستد.

  1. Reyes (2021) 400 دانشجوی کارشناسی را درباره استفاده روزانه از رسانه‌های اجتماعی و ساعات مطالعه هفتگیِ خودگزارش‌شده بررسی می‌کند و از وجود یک همبستگی منفی میان این دو گزارش می‌دهد. نمونه بزرگ است و روش ساده است، اما هر دو متغیر خودگزارش‌شده‌اند، بنابراین این مطالعه یک الگو را نشان می‌دهد نه یک علت را.
  2. Okafor and Lin (2019) دسترسی به رسانه‌های اجتماعی را برای یک گروه از دانشجویان به مدت دو هفته محدود می‌کنند و نرخ تکمیل تکالیف را با یک گروه کنترل مقایسه می‌کنند. این طرح پژوهش، یک ادعای علّی را به‌طور مستقیم‌تر از یک پیمایش پشتیبانی می‌کند، هرچند یک بازه 2 هفته‌ای درباره این که آیا اثر در یک ترم کامل هم برقرار می‌ماند یا نه، چیز زیادی نمی‌گوید.
  3. Whitfield (2022) با دانشجویان درباره این که چگونه اثر رسانه‌های اجتماعی بر تمرکز خودشان را درک می‌کنند مصاحبه می‌کند، نه این که اثر را به‌طور مستقیم اندازه‌گیری کند. یافته‌ها دیدگاهی را اضافه می‌کنند که منابع دیگر فاقد آن‌اند، یعنی آنچه خود دانشجویان باور دارند در حال رخ دادن است، اما ادراک همان شواهدی نیست که یک پیامد اندازه‌گیری‌شده ارائه می‌کند.
  4. Bhatt (2020) مطالعات همبستگیِ موجود درباره زمان استفاده از صفحه‌نمایش و GPA را در یک فراتحلیل واحد گرد می‌آورد. ترکیب بسیاری از مطالعات کوچک‌تر، اطمینان به الگوی کلی را افزایش می‌دهد، هرچند مطالعات زیربنایی همچنان همان محدودیت‌های خودگزارش و همبستگی را دارند که در Reyes بالا دیده می‌شود.
  5. Kowalski (2023) استدلال می‌کند که اثر به این بستگی دارد که استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای چه منظوری است، پیمایش منفعلانه در برابر پیام‌رسانی فعال با یک گروه مطالعه، نه به این که چه مقدار زمان صرف می‌شود. این دیدگاه، کل پرسشی را که چهار منبع دیگر مطرح می‌کنند بازصورت‌بندی می‌کند، و همان منبعی است که مانع از قطعی شدن موضوع می‌شود.

مقاله خود را انسانی‌سازی کنید

متنِ کمک‌گرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژه‌های مهم یا ارجاع‌ها.

رایگان شروع کنید

همان پنج منبع، در قالب یک بند مرور ادبیات

اکنون ببینید همان پنج منبع چگونه به جای یک فهرست، به یک استدلال تبدیل می‌شوند. یک مرور ادبیات آن‌ها را یکی‌یکی معرفی نمی‌کند، بلکه آن‌ها را بر اساس این که در چه چیزهایی توافق یا اختلاف دارند گروه‌بندی می‌کند، و از این گروه‌بندی برای طرح یک نکته استفاده می‌کند.

سه مورد از پنج منبع، از زاویه‌های متفاوت به همان نتیجه اشاره می‌کنند. Reyes یک همبستگی منفی میان استفاده روزانه از رسانه‌های اجتماعی و زمان مطالعه را در یک نمونه بزرگ از دانشجویان کارشناسی می‌یابد؛ محدودیت دسترسی دو هفته‌ای Okafor و Lin آن همبستگی را به یک ادعای علّی نزدیک‌تر می‌کند؛ و فراتحلیل Bhatt از پژوهش‌های همبستگی نشان می‌دهد که این الگو در میان مطالعات مختلف برقرار است، نه فقط در یک مجموعه داده. اگر این منابع را با هم بخوانیم، وزن شواهد به نفع یک رابطه واقعی و منفی میان استفاده زیاد و پیامدهای تحصیلی است.

دو منبع دیگر این تصویر را پیچیده‌تر می‌کنند، نه اینکه آن را تأیید کنند. مصاحبه‌های Whitfield نشان می‌دهد که خود دانشجویان قانع نشده‌اند که این رابطه به همان اندازه‌ای که مطالعات کمّی نشان می‌دهند، مستقیم باشد. و استدلال Kowalski، که اثر به این بستگی دارد که استفاده برای چه چیزی است نه اینکه چه مقدار از آن وجود دارد، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا «استفاده از رسانه‌های اجتماعی» اصلاً متغیر درستی برای سنجش است یا نه.

چرا این دو سند این‌قدر متفاوت خوانده می‌شوند

وظیفه یک کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده در ارزیابی پایان می‌یابد. هر مدخل می‌گوید منبع چه یافته‌ای داشته و تا چه اندازه باید به آن اعتماد کرد، و سپس مدخل تمام می‌شود؛ پیوند دادن آن با چهار منبع دیگر برای بعد، یا برای شخص دیگری، باقی می‌ماند.

وظیفه یک مرور ادبیات از جایی آغاز می‌شود که آن ارزیابی متوقف شده است. این نوع متن همان ارزیابی‌ها را برمی‌دارد و از آن‌ها به‌عنوان مصالحی برای ادعایی استفاده می‌کند که منابع منفرد هرگز به‌تنهایی در پی طرح آن نبودند، و در نهایت به شکاف مشخصی می‌رسد که پروژه خود نویسنده برای پر کردن آن طراحی شده است.

وقتی یکی گامی به سوی دیگری است

واگذار کردن یک کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده پیش از یک مرور ادبیات، یک توالی رایج است، نه دو تکلیف نامرتبط که به‌طور تصادفی در یک درس قرار گرفته باشند. نخست خواندن و ارزیابی پنج منبع به‌صورت جداگانه است که بعداً امکان می‌دهد روشن شود کدام‌یک واقعاً با یکدیگر هم‌نظرند.

پیامد عملی این است که از تکلیف اول چه چیزی را باید نگه داشت وقتی تکلیف دوم می‌رسد. جمله‌های ارزیابی در هر مدخل کتاب‌نامه، یادداشت درباره یک نمونه کوچک یا یک بازه زمانی کوتاه، معمولاً تقریباً بدون تغییر به مرور ادبیات منتقل می‌شوند. آنچه تغییر می‌کند بافت پیونددهنده است, جمله‌هایی که پیش‌تر یک مدخل را تمام می‌کردند، اکنون باید مقایسه‌ای را با مدخل کناری آغاز کنند.

قالب‌بندی درست پنج مدخل جداگانه، هر کدام با خط ارجاع و شکست پاراگرافِ خود، دقیقاً همان بخش مکانیکی است که یک annotated bibliography generator برای انجام آن ساخته شده است، و این کار، ارزیابی واقعی را, بخشی که یک ابزار نمی‌تواند انجام دهد, به تنها بخش باقی‌مانده برای نویسنده واگذار می‌کند.

اینکه دانشگاه‌های UK چه سبک‌های ارجاع‌دهی را تعیین می‌کنند جداگانه بررسی شده است، و جفتی که در آن بیشترین سردرگمی را ایجاد می‌کند, Harvard در برابر Cite Them Right, صفحه جداگانه خود را دارد.

در سمت مرور ادبیات نیز همین‌طور است، وقتی فهرست منابعِ پشت آن باید ساخته یا بررسی شود. یک citation generator برای فهرست منابعی که هر یک از این دو سند در نهایت به آن نیاز دارند قالب‌بندی را انجام می‌دهد، و این امر کار واقعی را, یعنی تصمیم‌گیری درباره اینکه یک منبع چه ارزشی دارد و در کنار آن چهار منبع دیگر چه چیزی می‌افزاید, به نویسنده واگذار می‌کند تا به‌تنهایی انجام دهد.

XLinkedInFacebook

سؤالات متداول

تفاوت کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده در برابر مرور ادبیات به ساختار برمی‌گردد. کتابنامه حاشیه‌نویسی‌شده هر منبع را در هر مدخل ارزیابی می‌کند، و هر مدخل به‌تنهایی می‌ایستد. مرور ادبیات منابع را بر پایه موضوع یا موضع گروه‌بندی می‌کند و از آن‌ها استدلال می‌سازد، و معمولا در نهایت به شکافی می‌رسد که مطالعه خود نویسنده برای پر کردن آن در نظر گرفته شده است.

Sara

Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.

از تازه‌های انسان‌سازی AI باخبر بمانید

نکات مربوط به نگارش دانشگاهی، تشخیص AI و انسان‌سازی را در صندوق ورودی‌تان دریافت کنید.

بدون اسپم. هر زمان خواستید لغو اشتراک کنید.