دانشگاه شما از کدام سبک ارجاعدهی استفاده میکند؟
بیشتر دانشگاههای بریتانیا هرگز یک سبک ارجاعدهی واحد تعیین نمیکنند. تصمیم در سطح گروه آموزشی یا ماژول گرفته میشود، بنابراین پاسخ واقعی در یک راهنما یا راهنمای کتابخانه قرار دارد، نه در حدس بر پایه رشته شما.
یک دانشجوی سال اول روانشناسی و یک دانشجوی سال اول تاریخ در همان دانشگاه UK میتوانند در همان هفته از ترم، دو مجموعه کاملا متفاوت از قواعد ارجاع را دریافت کنند، و هر دو درست باشند. یکی ارجاعات نویسنده-تاریخ دریافت میکند، زیرا گروه روانشناسی از APA پیروی میکند. دیگری پانویس دریافت میکند، زیرا تاریخ از نظام یادداشت Chicago استفاده میکند. هیچیک از این دستورالعملها از وبسایت خود دانشگاه نمیآید.
برای این پرسش که دانشگاههای UK از کدام سبکهای ارجاعدهی استفاده میکنند، یک پاسخ واحد وجود ندارد، زیرا تعداد بسیار کمی از دانشگاهها یک سبک را به صورت مرکزی تعیین میکنند. تصمیم در سطح پایینتر، در سطح گروه یا واحد درسی گرفته میشود، و به همین دلیل جستوجوی نام دانشگاه بههمراه 'referencing style' اینقدر اغلب هیچ نتیجه مشخصی نمیدهد. پاسخ واقعی یک سند است، نه حدسی بر پایه رشته تحصیلی شما.
آن سند معمولا از پیش وجود دارد، و پیدا کردنش بیشتر به این بستگی دارد که پیش از حدس زدن، بدانید کجا باید جستوجو کنید. این متن هر دو را بررسی میکند, جاهایی که در واقع یک سبک را نام میبرند، و الگوی رشتهای که وقتی هیچکدام این کار را نمیکنند، دانستن آن ارزشمند است.
چرا دانشگاههای UK یک سبک ارجاعدهی واحد تعیین نمیکنند
دانشگاهها مجموعههایی از گروههای آموزشی هستند، و هنجارهای ارجاعدهی بر رشتهها منطبق میشوند، نه بر مؤسسات. یک درس علوم زیستپزشکی به هنجارهای حوزه خود پاسخ میدهد، ارجاعات شمارهدار که در میان دهها کارآزمایی استنادشده فشرده باقی میمانند. یک درس حقوق از OSCOLA پیروی میکند، نظامی که بهطور خاص برای قوانین و گزارشهای قضایی ساخته شده است، نه برای مقالات مجلات. هیچیک از این دو گروه هنگام نوشتن راهنمای خود با دیگری مشورت نمیکند.
یک استاد راهنمای رساله در گروه انگلیسی هرگز مجبور نبوده است به این فکر کند که یک مدرس پرستاری میخواهد منابع چگونه علامتگذاری شوند، و دلیلی هم ندارد که چنین فکری بکند. تجربه خوانشی که یک ارجاع برای آن ساخته میشود، بسته به رشته متفاوت است: یک مقاله بالینی که به چهل کارآزمایی پیشین استناد میکند به فشردگیای نیاز دارد که یک عدد داخل کروشه به آن میدهد، در حالی که یک استدلال ادبی به جملهای نیاز دارد که برای خوانش نزدیک دستنخورده بماند.
این فقط یک مسئله «علوم انسانی در برابر علوم» نیست. همین شکاف را میتوان در جاهای دیگر هم دید. برای مثال، یک دانشکده بازرگانی که گزارشی به سبک مشاوره را ارزیابی میکند، اغلب Harvard را ترجیح میدهد، زیرا خوانندهای که برای یافتن شواهد بهسرعت متن را مرور میکند، میخواهد تاریخ در یک نگاه دیده شود، اما یک گروه هنرهای زیبا که یک پایاننامه مبتنی بر عمل را ارزیابی میکند، ممکن است چیزی بیش از یک فهرست خواندنی نخواهد، زیرا بخش مکتوب در کنار کار استودیویی قرار میگیرد، نه اینکه بهتنهایی کل ارزیابی را بر دوش بکشد.
به همین دلیل هم «دانشگاه من از چه سبکی استفاده میکند» پرسش درستی برای تایپ کردن در یک موتور جستجو نیست. نسخهای که ارزش پرسیدن دارد محدودتر است: دانشکده من، یا حتی ماژول مشخص من، از چه سبکی استفاده میکند، زیرا این همان سطحی است که تصمیم واقعاً در آن گرفته و ثبت میشود.
پاسخ واقعاً کجا قرار دارد: پیش از موتور جستجو، راهنمای درسی را ببینید
راهنمای ماژول یا شرح تکلیف نخستین جایی است که باید بررسی شود، و این منبع بیش از هر منبع دیگری پرسش را روشن میکند، زیرا ارزیاب دقیقاً بر اساس همان سند نمره میدهد. بیشتر دورههای UK در آغاز یک ماژول چنین راهنمایی را صادر میکنند، یا به صورت یک PDF در محیط یادگیری مجازی، یا به عنوان بخشی درون یک راهنمای طولانیتر دوره، و سبک ارجاعدهی معمولاً در همان صفحهای ذکر میشود که تعداد کلمات و مهلت تحویل در آن آمده است.
همچنین ارزش دارد که یک نرمافزار مدیریت منابع مانند Zotero، EndNote یا Mendeley را از همان ابتدا راهاندازی کنید. البته این نرمافزار به شما نخواهد گفت از کدام سبک باید استفاده کنید، هرچند بیشتر کتابخانههای دانشگاهی UK یکی را توصیه میکنند و قالبهای رایج آن سبک را از پیش در آن بارگذاری میکنند. وقتی نام سبک خود را بدانید، نرمافزار آن را بهطور یکنواخت بر صد منبع اعمال میکند، به شکلی که قالببندی دستی هر منبع بهندرت از عهده آن برمیآید.
اگر در آنجا نبود، سپس راهنمای کتابخانه دانشگاه یا دانشکده خود را بررسی کنید. همه کتابخانههای دانشگاهی UK صفحههای ارجاعدهی ویژه هر رشته دارند که اگر یک سبک ویرایش تازهای پیدا کند، توسط کتابدار بهروزرسانی میشوند، چیزی که یک راهنمای درسی نوشتهشده سه سال پیش آن را در بر نخواهد گرفت. این صفحهها معمولاً مستقیماً به هر نرمافزار مدیریت استناد یا دسترسی پایگاه دادهای که دانشگاه از پیش مشترک آن شده است پیوند میدهند.
الگوی رشتهای پشت سبکهای ارجاعدهی که دانشگاههای UK استفاده میکنند
وقتی راهنمای دانشکده و راهنمای کتابخانه هر دو بینتیجه میمانند، که این اتفاق هم میافتد، یک الگوی تقریبی بر حسب رشته، بهترین نشانه بعدی است. این الگو آنقدر اغلب برقرار است که دانستن آن ارزش داشته باشد و آنقدر هم اغلب ناکام میماند که هرگز نباید حرف نهایی باشد.
| حوزه رشته | سبکی که احتمالاً با آن روبهرو میشوید | چرا آن سبک مناسب است |
|---|---|---|
| علوم انسانی: تاریخ، English، الهیات | Chicago notes-bibliography، یا MHRA | پاورقی جمله را برای خوانش دقیق یک منبع اولیه آزاد نگه میدارد |
| علوم و پزشکی | Vancouver یا IEEE | یک عدد داخل کروشه در میان دهها مطالعه استنادشده، فشرده باقی میماند |
| علوم اجتماعی، کسبوکار، آموزش | APA، یا Harvard از طریق Cite Them Right | نام نویسنده و سال به خواننده اجازه میدهد بدون خروج از جمله، تشخیص دهد یک یافته تا چه اندازه بهروز است |
هیچیک از اینها قاعدهای نیست که هر گروه آموزشی ناچار به پیروی از آن باشد، و بسیاری هم چنین نمیکنند. برخی درسهای روانشناسی Harvard را اجرا میکنند نه APA را، و شماری از گروههای تاریخ از شیوه نویسنده-تاریخ بهجای یادداشتها استفاده میکنند. جدول را بهعنوان یک حدس آغازین در نظر بگیرید، نه جایگزینی برای بررسی واقعی.
سه سامانهای که زیر این جدول قرار دارند، نویسنده-تاریخ، شمارهدار و یادداشتها، همان چیزهایی هستند که در عمل یک سبک نامدار را از سبک دیگر جدا میکنند، و راهنمای TextPulse درباره referencing styles explained توضیح میدهد که هر سه چگونه بهطور کامل کار میکنند. نسخه کوتاه بالا برای ادامه دادن در اینجا کافی است.
برای بخش علوم انسانیِ این الگو بهطور خاص، یک Chicago citation generator که یادداشت و شکل کوتاهشده تکرار آن را بهدرستی قالببندی میکند ارزش نشانهگذاری دارد، زیرا به خاطر سپردن اینکه منبع را در بار دومِ ظاهر شدنش کوتاه کنید، همان جزئیاتی است که بیشتر کاربران تازهکارِ سامانه یادداشتها در آن خطا میکنند.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
چهار گام وقتی هیچ چیز نام یک سبک را مشخص نمیکند
وقتی راهنما، راهنمای کتابخانه و الگوی رشته همگی شما را در حالت حدسزدن میگذارند، این چهار مورد را بهترتیب بررسی کنید، نه اینکه هر کدام را که سریعتر به نظر میرسد انتخاب کنید. دو مورد نخست، بیشتر موارد را بدون نیاز به پرسیدن مستقیم از کسی حل میکنند.
- دوباره شرح تکلیف و راهنمای ماژول را بخوانید، بهویژه برای واژههای referencing، citation یا یک سبک نامبرده، زیرا یک خط واحد که در بخشی مربوط به قالببندی پنهان شده است، بهراحتی ممکن است در بار اول از نظر دور بماند.
- راهنمای موضوعی دپارتمان یا کتابخانه خود را برای یک صفحه referencing بررسی کنید. کتابخانههای دانشگاهی در UK برای تقریباً هر رشتهای که تدریس میکنند یکی را نگه میدارند، و معمولاً از صفحه اصلی خود کتابخانه قابل دسترسی است.
- یک نمونه تازه و با نمره خوب از همان ماژول، یا یک پایاننامه پیشین از دپارتمان خود را باز کنید، و فهرست منابع آن را بهجای حدس زدن از روی یک صفحه خالی، الگو قرار دهید.
- بهطور مستقیم برای leader ماژول یا یک کتابدار موضوعی ایمیل بفرستید و به نام از او بپرسید. این پرسشی است که آنان بهطور معمول به آن پاسخ میدهند، نه تحمیلی بر وقت آنان.
گامهای یک و دو بیشتر موارد را بهتنهایی حل میکنند. گامهای سه و چهار برای آن اقلیت مواردی وجود دارند که هیچ متن مکتوبی واقعاً نمیگوید، و پرسیدن مستقیم همیشه وقتی در دسترس شماست، از حدس زدن بهتر است.
چرا پایاننامه شما ممکن است از پاسخ متفاوتی نسبت به تکالیف درسی شما استفاده کند
سبک آزادتر و سادهتری که در مقالههای هفتگی خود به کار میبرید، ممکن است هنگام نوشتن پایاننامه بسیار دقیقتر شود. دلیل این امر آن است که پایاننامه شما توسط یک ارزیاب دیگر, یعنی یک ارزیاب دوم، و نیز احتمالاً یک ممتحن بیرونی خوانده خواهد شد. ارزیاب شما ممکن است یک شماره صفحه جاافتاده را در یکی از مقالههای سمیناری شما نادیده گرفته باشد، اما وقتی اهمیت دارد چنین نخواهد کرد. بسیاری از دپارتمانهای UK علاوه بر راهنمای کلی دوره، یک راهنمای جداگانه برای پایاننامه منتشر میکنند. یک پروژه دههزارواژهای توسط یک ارزیاب دوم و گاهی یک ممتحن بیرونی بررسی میشود.
اگر برنامه شما یک راهنمای پایاننامه دارد، آن را بهعنوان سند حاکم بر همان بخش از کار، بهطور مشخص، در نظر بگیرید، حتی اگر سبکی را تکرار کند که از پیش از ماژولهای خود میشناسید. این راهنما گاهی الزامهایی را اضافه میکند که در یک راهنمای کلی هرگز ذکر نشده بود: چیدمان مشخص فهرست منابع، حداقل تعداد منابع اولیه، یا قاعدهای برای ارجاع به اسلایدهای سخنرانی و دادههای منتشرنشده که در یک مقاله کوتاهتر بهندرت پیش میآید.
وقتی راهنما و الگوی رشته با هم اختلاف دارند، راهنما برنده است
یک راهنما که برای یک واحد مهندسی نام Harvard را میآورد، اشتباهی نیست که ارزش اصلاح در ذهن را داشته باشد. این همان دستور واقعی است و هر بار، هر پیشبینیای را که الگوی رشتهایِ بالا مطرح میکند، کنار میزند. این الگو فقط یک قاعده سرانگشتی است برای وقتی که هیچ چیز مشخصتری وجود ندارد، نه ادعایی درباره این که یک گروه آموزشی از نظر منطقی باید چه چیزی را انتخاب کند.
همین کنارزدن درباره دستور شفاهی در برابر دستور مکتوب هم صدق میکند. اگر یک راهنمای پایاننامه Chicago را نام ببرد اما یک استاد راهنما بهطور گذرا APA را ذکر کند، آن را با راهنما تأیید کنید یا مستقیم بپرسید، زیرا همان سند مکتوبی است که یک ارزیاب دوم در عمل بررسی میکند. وقتی یک راهنما صرفاً Harvard را بدون نام بردن از یک کتابچه سبک ذکر میکند، که در دورههای UK بهقدر کافی رایج است، یک Harvard referencing generator ساختهشده بر پایه Cite Them Right نقطه آغاز امنی است، در حالی که جزئیات کوچکتر را با راهنمای خودِ گروه آموزشیتان تطبیق میدهید.
دو مورد از همپوشانیهای آن فهرست بیشترین سردرگمی را ایجاد میکنند. Harvard در برابر Cite Them Right جداگانه توضیح داده شده است، و Turabian در برابر Chicago در صفحهای مستقل روشن شده است.
وقتی یک سبک نامی دارد، چه Harvard باشد، چه Vancouver، یا نظام یادداشتهای Chicago، کار باقیمانده بهجای داوری، مکانیکی میشود. این همان نقطهای است که citation generator TextPulse برای هر یک از این سبکها کار را به دست میگیرد و وقتی منبع و نام سبک را به آن بدهید، یک ارجاع را بهدرستی قالببندی میکند.
سؤالات متداول
ابتدا راهنمای ماژول یا شرح تکلیف را بررسی کنید، زیرا ارزیاب دقیقاً بر همان سند نمره میدهد و معمولاً در آن یک سبک بهصراحت نام برده میشود. اگر چیزی ذکر نشده بود، راهنمای موضوعی گروه آموزشی یا کتابخانه گام بعدی است. فقط وقتی هر دو مورد بینتیجه بودند، به الگوی رشتهای رجوع کنید، در علوم انسانی به سبکهای مبتنی بر یادداشت، و در علوم به سبکهای شمارهدار.
Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.