اشتباهات رایج دستور زبان در مقالات پژوهشی
شش خطای دستور زبان در مقالات پژوهشی بیش از هر جای دیگری دیده میشوند، زیرا جملههای دانشگاهی برای حملِ قید و شرطی بیش از آنچه یک بندِ روزمره بتواند تحمل کند ساخته شدهاند. در اینجا سازوکار پشت هر یک، یک نمونه نادرست و اصلاحشده، و اینکه یک بررسیکننده دستور زبان رایگان چه چیزهایی را میتواند و چه چیزهایی را نمیتواند بهتنهایی تشخیص دهد، آمده است.
یک داور که بخش روشها را بررسی میکند، به ندرت به این دلیل مکث میکند که استدلال ضعیف است. او مکث میکند چون فعلی سه خط پایینتر با فاعل خود مطابقت ندارد، و اکنون جمله را دوباره میخواند تا بفهمد نویسنده در واقع چه منظوری داشته است. خطاهای رایج دستور زبان در مقالات پژوهشی آن خطاهایی نیستند که یک راهنمای عمومی دستور زبان فهرست میکند، زیرا جملههای دانشگاهی به شکلی متفاوت از یک بند روزمره ساخته میشوند: گروههای اسمی بلندتر، افعالی که از فاعلهای خود دورتر قرار میگیرند، و عادتی برای گزارش یک نتیجه در یک زمان دستوری و تفسیر آن در زمانی دیگر در همان بند.
این یک خطای دستور زبان است: نه از آن نوعی که یک غلطگیر املایی آن را پیدا کند، بلکه ناسازگاری میان جملهای که نویسنده قصد نوشتن آن را دارد و جملهای که دستور زبان انگلیسی وقتی عبارتهای توصیفی کافی روی هم انباشته میشوند میسازد. هر یک از این 6 خطا آنقدر در مقالات پژوهشی دیده میشود که شایسته بحثی جداگانه باشد: ویرایشگری معلق که در یک جمله مجهولِ بخش روشها رها شده است، از دست رفتن توافق فاعل و فعل در یک گروه اسمی بلند، به کار بردن data به صورت مفرد وقتی خواننده جمع را انتظار دارد، شکستن الگوی دستوری در فهرستی از یافتهها، آغاز کردن با this بدون اسمی برای پیوند دادن آن به، و جابهجا کردن زمان از گزارش یک نتیجه به تفسیر آن.
چه چیزی خطاهای رایج دستور زبان در مقالات پژوهشی را متفاوت میکند
جملههای دانشگاهی بار دستوری بیشتری از جملههای گفتوگویی دارند، زیرا واجد قیود واقعی هستند: کدام جمعیت، تحت چه شرایطی، در مقایسه با چه خط پایهای. هر قید یک بند یا عبارت است که میان یک فاعل و فعل آن، یا میان یک ضمیر و اسمی که جایگزین آن میشود، قرار میگیرد، و توافق در فاصله دور هنگام نوشتن با سرعت، دشوار است. این الگو پشت بیشتر آنچه در ادامه میآید قرار دارد، درون مجموعه گستردهترِ academic writing mechanics که یک داور پیش از آنکه استدلال زیر آن را آگاهانه ثبت کند، متوجه آن میشود.
ویرایشگرهای معلق در جملههای بخش روشها
تعدیلگرهای معلق زمانی رخ میدهند که چیزی مانند The supernatant was discarded after centrifuging the sample for ten minutes بنویسید. سوپرناتانت در واقع هیچ کاری انجام نداد، اما تا وقتی نپرسید چه کسی سانتریفیوژ کردن را انجام داده است، جمله روان به نظر میرسد. از نظر دستوری، سوپرناتانت این کار را کرد، زیرا سوپرناتانت نهادِ بندی است که تعدیلگر به آن وابسته میشود، و یک سوپرناتانت نمیتواند با سانتریفیوژ کار کند. این نوع خطا بیشتر در بخشهای روشها رخ میدهد، بخشهایی که عمداً با صدای مجهول نوشته میشوند تا فرایند در کانون توجه بماند نه شخصی که آن را انجام میدهد. صدای مجهول دقیقاً همان چیزی است که نهاد انسانیِ مورد نیازِ تعدیلگر را حذف میکند.
راهحل، کنار گذاشتن صدای مجهول نیست، زیرا سبک دانشگاهی همچنان در بخش روشها آن را انتظار دارد. راهحل این است که به تعدیلگر نهادی داده شود که بتواند با آن مطابقت داشته باشد. After centrifuging the sample for ten minutes, we discarded the supernatant یک عامل را بازمیگرداند. After the sample was centrifuged for ten minutes, the supernatant was discarded ساختار مجهول را حفظ میکند و همچنان درست کار میکند، زیرا اکنون sample نهادِ هر دو بند است، نه فقط یکی از آنها.
تطابق نهاد و فعل در طول گروههای اسمی بلند
در یک جمله کوتاه، نهاد و فعل آنقدر به هم نزدیکاند که بهطور طبیعی با هم مطابقت دارند. در یک جمله دانشگاهی، ممکن است نهاد و فعل با چندین گروه حرف اضافهای و یک بند موصولی از هم جدا شوند، که هر یک اسم و شمار دستوریِ خاص خود را دارند. The effect of these interventions on retention rates among first-generation students remains unclear یک فعل جمع را کنار یک اسم جمع، students، قرار میدهد و اگر سریع خوانده شود، طبیعی به نظر میرسد. نهاد واقعی effect است، سه اسم پیشتر و مفرد، بنابراین جمله به remains نیاز دارد. این لغزش نادری نیست. این همان چیزی است که بهطور پیشفرض رخ میدهد هر زمان که توجه به نزدیکترین اسم میچسبد، بهجای آنکه به اسمی که فعل باید با آن مطابقت داشته باشد بازگردد.
یک grammar checker رایگان بخش خوبی از این موارد را به طور خودکار تشخیص میدهد، زیرا توافق نهاد و فعل یک الگوی قاعدهمند است که نرمافزار میتواند آن را به طور قابل اعتماد تجزیه کند. این ابزار هر موردی را تشخیص نمیدهد، به ویژه وقتی بندِ میانجی فعلِ خودش را دارد که با اسمِ محلیِ خودش مطابقت میکند، اما اجرای آن بر روی بخش نتایج پیش از آنکه یک supervisor آن را ببیند، سادهترین شکل این خطا را در نخستین گام برطرف میکند.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
آیا 'Data' در نگارش دانشگاهی مفرد است یا جمع؟
Data جمع لاتینی datum است، و خوانشی سختگیرانه از این ریشهشناسی آن را یک اسم جمع میداند که به فعل جمع نیاز دارد: the data show a clear trend, نه the data shows. کاربرد انگلیسیِ امروز برای بیشتر گویشوران به سمت دیگر رفته است، جایی که data مانند information عمل میکند، یک اسم غیرقابل شمارش که به طور پیشفرض فعل مفرد میگیرد. هر دو دیدگاه همزمان در نشر دانشگاهی فعالاند. چندین مجله با سبکنامه داخلی سختگیرانه هنوز صورت جمع را اعمال میکنند، و بسیاری دیگر صورت مفرد را میپذیرند، زیرا کاربرد در زیرِ قاعده تغییر کرده است. هیچیک از این دو قرارداد، اگر به طور یکنواخت به کار رود، نادرست نیست. جابهجا شدن میان آنها در یک مقاله واحد، نوشتن the data shows در مقدمه و the data were analyzed در بخش روشها، چیزی است که خواننده واقعاً متوجه آن میشود. راهنمای سبک مجله هدف را بررسی کنید، سپس همان انتخاب را در سراسر دستنوشته حفظ کنید.
موازیسازی نادرست در فهرستهای یافتهها
یک فهرست از یافتهها نیاز دارد که هر بند همان صورت دستوری را داشته باشد، زیرا همین صورت مشترک است که به خواننده امکان میدهد بند دوم و سوم را بدون بازتحلیل از ابتدا پردازش کند. مداخله باعث افزایش ماندگاری، کاهش ترک تحصیل، و پژوهشگران مشاهده کردند که نمرات آزمون بهبود یافتند این الگو را در میانه کار بر هم میزند: دو بند نخست عبارتهای فعلی هستند که فاعل ضمنی مداخله را با هم مشترک دارند، و سومی فاعل تازهای، پژوهشگران، را وارد میکند که با دستور خود فهرست سازگار نیست. خواننده باید مکث کند و دوباره بخواند تا دریابد که بند سوم یک یافته است نه یک جمله تازه. اصلاح این است که یک صورت دستوری واحد در سراسر فهرست حفظ شود: مداخله باعث افزایش ماندگاری، کاهش ترک تحصیل، و بهبود نمرات آزمون شد. فهرستهای یافتهها اغلب از ساختار موازی خارج میشوند، زیرا هر بند در نقطهای متفاوت از فرایند نگارش، از جدول نتایج متفاوتی، پیشنویس میشود و فقط در پایان در یک جمله ادغام میشود.
ابهام در «این» و لغزشهای زمان میان گزارش و تفسیر
«این» مبهم
این که جملهای را با هیچ اسم بلافاصله پس از آن آغاز کنیم، به کل ایده پیشین ارجاع میدهد نه به یک چیز مجزا، و این امر خواننده را وادار میکند حدس بزند که منظور کدام بخش از آن جمله است: روش، نتیجه، یا تفسیر. یک بند معمولی اغلب فقط یک موضوع آشکار در میان دارد، بنابراین یک این آغازین فقط یک مرجع محتمل دارد و ابهام هرگز آشکار نمیشود. یک جمله پژوهشی اغلب روش، نتیجه و مقایسه را همزمان گزارش میکند، بنابراین یک این آغازین میتواند سه یا چهار پیشساز محتمل را در همان جمله پیش رو داشته باشد، و خواننده بدون ادامه دادن و سپس بازخوانی نمیتواند تشخیص دهد کدامیک منظور است. اصلاح آن مکانیکی است: بلافاصله پس از این یک اسم بیاورید. این یافته، این الگو، این ناسازگاری، هر یک به یک پیشساز واحد متعهد میشوند، به جای آنکه خواننده را در انتخاب رها کنند.
زمان گزارش در برابر زمان تفسیر
عرف آکادمیک آنچه را انجام شده و آنچه به دست آمده است، در زمان گذشته گزارش میکند، زیرا یک مطالعه رویدادی مشخص و کاملشده است: مداخله نمرهها را افزایش داد. همان عرف برای تفسیر یا تعمیم از آن نتیجه به زمان حال میرود، زیرا تفسیر به صورت یک ادعای پایدار عرضه میشود، نه چیزی که در تاریخ معینی رخ داده باشد: این نتایج نشان میدهند که تکرار با فاصله، نگهداشت را بهبود میبخشد. نویسندهای که این دوگانگی را درونی نکرده باشد، زمان را در لحظه نادرست عوض میکند: گزارش یک نتیجه مشخص در زمان حال، چنانکه گویی از پیش واقعیتی تثبیتشده است، یا تفسیر یک ادعای کلی در زمان گذشته، چنانکه گویی خودِ ادعا اکنون به پایان رسیده است. پیگیری اینکه یک جمله چه کاری انجام میدهد، گزارش یا تفسیر، زمان آن را تعیین میکند، و هیچیک از این دو کار در سراسر یک بخش بحث در یک زمان ثابت نمیماند.
یک free verb tense checker چنین تغییری را به طور خودکار علامتگذاری میکند، و این یک بررسی نخستین مفید است، هرچند نمیتواند به شما بگوید یک جمله باید در کدام زمان باشد. این تصمیم همچنان به این بستگی دارد که جمله در حال گزارش است یا تفسیر، تمایزی که فقط نویسنده میتواند آن را برقرار کند.
جدول زیر هر شش الگو را در کنار هم گرد میآورد: اینکه خطا در صفحه چه شکلی دارد، و اصلاحی که آن را برطرف میکند بیآنکه چیزی را که جمله میخواهد بگوید تغییر دهد.
| اشتباه | نادرست | اصلاحشده |
|---|---|---|
| وابستهساز معلق | پس از سانتریفیوژ کردن نمونه، سوپرناتانت دور ریخته شد. | پس از سانتریفیوژ کردن نمونه، ما سوپرناتانت را دور ریختیم. |
| تطابق نهاد و فعل | اثر این مداخلات بر نرخهای ماندگاری در میان دانشجویان نسل اول نامشخص باقی میمانند. | اثر این مداخلات بر نرخهای ماندگاری در میان دانشجویان نسل اول نامشخص باقی میماند. |
| کاربرد ناسازگار data | data یک روند روشن را نشان میدهد. data دو بار تحلیل شدند. | data یک روند روشن را نشان میدهند. data دو بار تحلیل شدند. |
| موازیسازی نادرست | مداخله ماندگاری را افزایش داد، ترک تحصیل را کاهش داد، و پژوهشگران بهبود نمرات آزمون را مشاهده کردند. | مداخله ماندگاری را افزایش داد، ترک تحصیل را کاهش داد، و نمرات آزمون را بهبود داد. |
| this مبهم | این نشان میدهد که مداخله مؤثر بوده است. | این افزایش نمره آزمون نشان میدهد که مداخله مؤثر بوده است. |
| ناسازگاری زمان | مداخله نمرات را افزایش داد، و این نتایج نشان خواهند داد که استفاده گستردهتر سودمند است. | مداخله نمرات را افزایش داد، و این نتایج نشان میدهند که استفاده گستردهتر سودمند است. |
قواعد املایی نسخهای آرامتر از همان مشکل ایجاد میکنند، و تفاوتهای US و UK جداگانه بیان شدهاند، همراه با مسئله -ize یا -ise که درون آنها قرار میگیرد.
هیچیک از این 6 مورد برای شناسایی به آموزش ویژه نیاز ندارد، وقتی بدانید باید به دنبال کدام الگو باشید. مجموعه ابزارهای رایگان TextPulse یک بررسی دستور زبان و نشانهگذاری را روی یک پیشنویس کامل، سریعتر از جستوجوی چشمی برای یک وابستهساز معلق در سراسر یک بخش نتایج 40 صفحهای انجام میدهد. داور بعدی که به بخش روشهاى شما میرسد، نخواهد دانست که چند پیشنویس لازم بوده است تا فعلها با نهادهای خود مطابقت پیدا کنند. او فقط به خواندن ادامه میدهد، به جای آنکه برای بازخوانی مکث کند.
سؤالات متداول
اشتباهات رایج دستور زبان در مقالات پژوهشی که از بررسی املا جان سالم به در میبرند، بیشتر خطاهای توافق و ارجاع هستند: وابستهسازهای معلق در جملههای روش، توافق نادرست فعل و فاعل در میان یک گروه اسمی بلند، بهکارگیری ناهماهنگ data بهصورت مفرد و جمع، فهرستهای یافتهها که الگوی دستوری خود را میشکنند، this آغازینی که هیچ اسمی برای تکیه ندارد، و زمانی که میان گزارش و تفسیر جابهجا میشود.
PhD in natural language processing, with years spent building NLP applications end to end. Moe works on text analysis: lexical and syntactic structure, and what separates machine-generated prose from human prose statistically. He has been experimenting with computational linguistics since the early days of NLTK, spaCy and WordNet, and still writes most of his tooling in Python.