آیا AI Humanizers برخلاف سیاست دانشگاه هستند؟
AI humanizers به نام در هیچ جا ممنوع نشدهاند. آنچه تعیین میکند آیا چیزی سیاستی را نقض میکند یا نه، این است که آیا شما در حال ویرایش نوشته خودتان هستید یا خروجی یک ابزار generative AI را از خواننده یا یک detector پنهان میکنید. اینجا آزمونی آمده است که این دو را از هم جدا میکند.
دانشجویی که مقاله خود را نوشته و بازنویسی کرده است، آن را با یک ابزار بازنویسی پردازش میکند، چون یک بررسیکننده دستور زبان سه جمله نامأنوس را علامت زده است. دانشجوی دیگری بخش روشهای نوشتهشده با ChatGPT خود را در همان نوع ابزار کپی میکند، به این امید که خروجی دیگر شبیه متنی که یک رایانه نوشته باشد خوانده نشود. هر دو از چیزی استفاده کردهاند که مردم بهطور غیررسمی آن را یک humanizer هوش مصنوعی مینامند. فقط یکی از آنها مشکل آییننامهای دارد.
آیا humanizerهای هوش مصنوعی با آییننامه دانشگاهی مغایرند؟ این پرسش در واقع دو پرسش در یک پرسش است: خود ابزار چیست، و برای چه کاری به کار میرود. هیچ آییننامه مهمی humanizer یا ابزار بازنویسی را بهعنوان یک دسته ممنوعه نرمافزار نام نمیبرد. همه آنها بهجای آن یک عمل را ممنوع میکنند: ارائه محتوایی که خودتان تولید نکردهاید، بدون بیان این موضوع.
راهنمای خود TextPulse درباره سیاست دانشگاهی AI آنچه را که پنج دانشگاه و پنج ناشر بهطور کامل要求 میکنند، از جمله ساختار واگذار شدهای که تعیین میکند در هر مورد چه کسی واقعاً قاعده را وضع میکند، توضیح میدهد. این مطلب بر یک پرسش محدودتر متمرکز است که آن راهنما فقط بهطور گذرا به آن میپردازد: humanizer در هر یک از آن سیاستها دقیقاً در کدام سو قرار میگیرد.
آیا humanizerهای هوش مصنوعی با آییننامه دانشگاهی مغایرند؟
بهخودیخود، نه. ابزاری که جملهها را بازنویسی میکند، همانقدر خنثی است که یک thesaurus یا یک بررسیکننده دستور زبان خنثی است: آنچه یک استفاده مشخص را منطبق با مقررات میکند، این است که چه چیزی به آن داده شده و پس از آن با نتیجه چه شده است. ویرایش و پنهانسازی، دو عملی که درون یک واژه humanizer پنهان شدهاند، در سیاستها بهطور کامل متفاوت تلقی میشوند. کاربردهای مشخص نه بهدلیل چیزی در خود نرمافزار، بلکه به این دلیل که چه بودهاند، بهعنوان یکی از این دو دسته طبقهبندی نمیشوند، همانطور که یک دستگاه فتوکپی تعیین نمیکند برگهای که از آن عبور میکند یک جزوه دارای مجوز است یا یک برگه امتحانی دزدیدهشده.
جدول زیر این دو عمل را در کنار هم قرار میدهد. هرچه در ستون میانی آمده است، همان چیزی است که زبان آییننامهای از پیش آن را ویرایش معمولی میداند. هرچه در ستون راست آمده است، همان چیزی است که همان نوع آییننامه آن را محتوای تولیدشده توسط AI و افشا نشده تلقی میکند، که تقریباً همان عبارت دقیقی است که چند مورد از آنها برای آنچه ممنوع میکنند به کار میبرند.
| ویرایش نوشته خودتان | پنهان کردن متن تولیدشده توسط AI | |
|---|---|---|
| با چه چیزی شروع میکنید | پیشنویسی که خودتان نوشتهاید | متنی که یک ابزار AI مولد تولید کرده است |
| humanizer چه چیزی را تغییر میدهد | واژگان، لحن و ساختار استدلال خودتان | ویژگیهای سطحیِ خروجیِ شخص دیگری، تا کمتر شبیه متنی به نظر برسد که یک ماشین نوشته است |
| آیا آن را در یک بیانیه افشا ذکر میکنید؟ | بله، و بیشتر سیاستها در این سطح حتی چنین چیزی را هم مطالبه نمیکنند | خیر، زیرا ذکر آن هدف انجامش را از میان میبرد |
| آیا ذیل سیاستی قرار میگیرد که محتوای AI تولیدشده و افشا نشده را ممنوع میکند؟ | خیر | بله |
ردیف سوم را دوباره بخوانید، زیرا همین ردیف کار اصلیِ کل این بخش را انجام میدهد. آزمون این نیست که چه نرمافزاری به متن دست زده است. آزمون این است که آیا حاضر هستید دقیقاً بگویید چه کردهاید.
چه زمانی استفاده از یک humanizer فقط ویرایش است؟
وقتی واژههایی که بازنویسی میشوند از پیش متعلق به خودتان هستند. روشنترین صورت این خط از سوی ناشر در سیاست دانشگاهی میآید، جایی که استثنا بهطور صریح نوشته شده است، نه بهصورت ضمنی. Elsevier تصریح میکند که بررسیهای پایهایِ دستور زبان، املا و نشانهگذاری نیازی به بیانیه افشا ندارند. Springer Nature همین مرز را برای ویرایش نسخه با کمک AI قرار میدهد، البته فقط زمانی که هدف صرفاً بهبود خوانایی، دستور زبان یا قالببندی باشد. Wiley ابزارهایی را که صرفاً برای املا، دستور زبان و ویرایش عمومی به کار میروند، بهطور کامل از الزام افشای خود مستثنا میکند. این استثنا عمداً محدود است. این استثنا ابزاری را در بر میگیرد که جملههایی را که از پیش مالک آنها هستید صیقل میدهد، نه ابزاری را که در وهله نخست آن جملهها را تولید میکند، و مرز در اینجا بر سر نویسندگیِ واژههای زیربنایی است، نه بر سر اینکه کدام نرمافزار آخرین بار به آنها دست زده است. هیچیک از این سه مورد humanizer را به نام توصیف نمیکند، اما هر سه دقیقاً همان کاری را توصیف میکنند که یک humanizer با جملهای که خودتان پیشتر نوشتهاید انجام میدهد: تنظیم واژگان، لحن و ساختار، بیآنکه آنچه جمله ادعا میکند تغییر کند.
این همان مرزی است که یک humanizer درون آن قرار میگیرد، وقتی ورودی، استدلالی است که خودتان پیشتر نوشتهاید. وارد کردن تحلیل سهپاراگرافی خودتان به ابزاری که طول جمله را تغییر میدهد و یک واژه تکراری را عوض میکند، ویرایش زبانی با چند گام اضافی است. این کار بیش از آنکه یک thesaurus به سیاست نیاز داشته باشد، به خط جداگانهای در یک سیاست نیاز ندارد.
مقاله خود را انسانیسازی کنید
متنِ کمکگرفته از AI خود را دگرگون کنید و کاری کنید طبیعی به نظر برسد، بدون دست زدن به واژههای مهم یا ارجاعها.
استفاده از humanizer چه زمانی به پنهانسازی تبدیل میشود؟
وقتی متن در آغاز از شما نبوده است، و هدف از اجرای آن از طریق ابزار این است که مانع از آن شود که یک خواننده یا یک detector آن را تشخیص دهد. این همان مورد استفادهای است که هر الزام افشا برای شناسایی آن وجود دارد. یک ابزار generative AI یک بند را پیشنویس میکند، یک humanizer ویژگیهای سطحی آن را تغییر میدهد، و نسخهای که ارائه میشود بهعنوان کارِ بیواسطه و بدون کمکِ دانشجو یا نویسنده، و بدون هیچ افشایی، عرضه میشود. نشانه آن بهندرت فقط سبک نثر است. این نشانه، ناهماهنگی میان آن چیزی است که یک دانشجو میتواند درباره فرایند خود توضیح دهد و آنچه کارِ ارائهشده واقعاً دربر دارد، و به همین دلیل است که یک پرسش افشا، پنهانسازی را بسیار قابلاعتمادتر از یک امتیاز detector آشکار میکند.
چندین مورد از این سیاستها تقریباً دقیقاً از همین زبان استفاده میکنند. Cambridge هر محتوای افشانشدهای را که توسط artificial intelligence تولید شده و بهعنوان کارِ خودِ دانشجو ارائه شده باشد، صریحاً misconduct میداند، مگر آنکه شرح تکلیف خلاف آن را بیان کند. قاعده Monash نیز به همان اندازه مستقیم است: generative AI که برای ایجاد کارِ ارائهشده به کار میرود، باید همیشه افشا شود، و هیچ استثنایی بر اساس این که آن محتوا چگونه تولید شده یا بعداً تغییر یافته است، وجود ندارد. عبور دادن متنِ تولیدشده توسط AI و افشانشده از یک ابزار بازنویسی، آن را از دستهای که هر دو سیاست توصیف میکنند خارج نمیکند. این کار واژگان را تغییر میدهد. اما آنچه جمله هست یا این که از کجا آمده است را تغییر نمیدهد.
آزمون افشا چیست؟
یک پرسش را پیش از آنکه هر چیزی را از یک ابزار بازنویسی عبور دهید، از خود بپرسید: آیا با این کار راحت خواهید بود که دقیقاً آنچه انجام دادهاید را در بیانیه افشایی که مؤسسه یا مجله شما واقعاً میخواهد، بنویسید؟ «من از یک ابزار بازنویسی برای تغییر طول جملهها و فشردهتر کردن عبارتبندی در بخشی که خودم پیشنویس کرده بودم استفاده کردم» جملهای است که میتوانید در یک اظهارنامه بیاورید و همچنان پذیرفته شوید. «من این بخش را با یک ابزار AI تولید کردم و سپس آن را از یک ابزار دوم عبور دادم تا ابزار اول شناسایی نشود» جملهای نیست که کسی داوطلبانه ارائه کند، و همین خود پاسخ است.
این تمام آزمون است، و مستقیماً با جدول بالا تطابق دارد. ویرایش از آن جهت که نوشته شود، همچنان ویرایش باقی میماند، زیرا قواعد افشا برای اجازه دادن به آن طراحی شدهاند، گاهی حتی بدون آنکه اصلاً به بیانیهای نیاز باشد. پنهانسازی از آن جهت که نوشته شود، نمیتواند دوام بیاورد، زیرا تمام دلیل عبور دادن متن تولیدشده از یک humanizer برای این منظور این است که هیچکس مجبور نباشد آن را بنویسد. اگر توصیف دقیق آنچه انجام دادهاید میتوانست باعث رد شدن ارسال شود، ابزار آن را تغییر نداده است. فقط لحظهای را که کسی متوجه میشود به تأخیر انداخته است. هیچیک از دو نسخه به وکیل برای تفسیر نیاز ندارد. فقط به یک جمله دقیق درباره اینکه واژهها پیش از آنکه ابزار به آنها دست بزند از کجا آمدهاند، نیاز دارد.
پس واقعاً چه باید بکنید؟
پیش از آنکه هر یک از این دو نوع متن را دست بزنید، الزام افشای واقعی مؤسسه یا مجله خود را بررسی کنید، همانگونه که بررسی میکنید آیا یک شرح تکلیف اصلاً AI را مجاز میداند یا نه. هر جا که آنچه واقعاً انجام میدهید ویرایش است، a formality checker که بر پیشنویس خودتان اعمال شده باشد، و سپس اگر بیانیهای خواسته شد در آن ذکر شود، مسئله را بهطور کامل میبندد.
ارجاعات ساختگی در انتهای دورتر همین طیف قرار میگیرند و بهعنوان تخلف، در صفحهای جداگانه رسیدگی میشوند. افشای استفاده از AI در یک مقاله گامی است که شما را بهطور کامل از آن طیف دور نگه میدارد.
هر جا متن از ابتدا متعلق به شما نبوده است، هیچ میزان بازنویسی آن را به ستون ویرایش منتقل نمیکند، و تنها اقدامی که واقعاً جایگاه شما را تغییر میدهد، افشای آن یا حذف کامل آن از ارسال است. سیاست استفاده از هوش مصنوعی خود TextPulse همین خطمشی را با جزئیات بیشتری بیان میکند، از جمله این که یک بیانیه افشای قابل استفاده چه چیزهایی را نام میبرد. ابزار هرگز پرسش واقعی نبود. آنچه به آن دادهاید، و این که آیا درباره آن خواهید گفت یا نه، پرسش واقعی است.
سؤالات متداول
نه، به خودی خود نه. آنچه پاسخ را تعیین میکند این است که متن پیش از ورود به ابزار چه بوده است: پیشنویس نوشته خودتان، یا خروجی یک ابزار generative AI که میکوشید آن را پنهان کنید. ویرایش مورد اول همان چیزی است که هر سیاست اصلی آن را مجاز میداند، اغلب حتی بدون الزام به افشا. پنهان کردن مورد دوم دقیقاً همان چیزی است که قواعد افشا برای کشف آن وجود دارند.
Content planner and copywriter at TextPulse. Sara runs the blog day to day, from planning and drafting through to publishing. She writes the practical guides: clear explanations of academic writing problems, aimed at the person who actually has to hand something in.